خواجه نصير الدين الطوسي

ديباچهء چاپ دوم 8

اخلاق محتشمى ( فارسى )

مقالات المنسوبة فى السياسة المدنية بتلخيص ابى الوليد ابن الرشد » در اسكوريال بوده و در 1671 از دست رفته است ( رزنتال 1 و 7 و 9 - سرگذشت ابن رشد از رنان به فرانسه 65 و 350 - ترجمهء عربى آن ص 201 و 456 ) . افلاطونيات acinotalP يا سخنان كوتاه افلاطون ( بدوى در nissinsnasT ص 39 ) در هفت بخش و بايد گزيدهء از سياست و شايد هم از نگارشهاى ديگر او باشد ( فهرست من و آقاى محسن مهدى عراقى براى آثار فارابى ) . تقويم السياسة الملوكية و الاخلاق الاخيارية ( چاپ شدهء در افلاطون فى الاسلام ص 173 - 196 ) بخشى است از آن . ملفوظات يا ملتقطات افلاطون گرفتهء از تيمائوس و فاذن مىباشد ) noissimsnarT ص 41 - افلاطون فى الاسلام ص 246 - 292 ) . در دنبال نسخهء جامع قرويين « مقالهء فى المدخل الى علم الاخلاق » است مورخ 629 كه گويا از نيقولاوش باشد و او به گواهى همين رساله بايستى پس از مسيح و فلوطينوس زيسته باشد و گويا او از مردم لاذقيه است نه دمشق همانكه ابن النديم ( 295 ) او را مفسر و گزيننده و گلچين كنندهء كتابهاى ارسطو خوانده است . از اوست جمل فلسفة ارسطوطاليس كه حنين آن را به سريانى در آورده و نسخهء آن را ابن العبرى داشته بوده است . ابن رشد هم تلخيص الهيات نيقولاوش دارد . چنان كه خواهيم گفت مشكويهء رازى از اخلاق نيقولاوش بهره برده است و اثر آن در اخلاق ناصرى هم خواهد بود ( تاريخ مختصر الدول ابن العبرى 138 - سرگذشت ابن رشد از رنان 342 و 345 ) . م . ث . ليونز snoiL . C . M در مجلهء sneirO سال 19670 ( 13 : 35 - 37 ) ول . و . برمان namreB در SOAJ سال 1962 ( ص 555 - 556 ) دربارهء اين مقاله نيقولاوش گفتارى دارند . بدوى اين مقاله را نيز همراه اخلاق نيقوماخوس چاپ كرده است . در مجموعهء شمارهء 290 اخلاق خزانهء احمد تيمور پاشا در دار الكتب قاهره ( ص 310 - 317 ) گزيده ايست از مقاله‌هاى يكم و هفتم و هشتم اخلاق ارسطو كه گويا كار اسكندرانيها باشد . دو نلوپ در acibarA ( 252 - 263 ) دربارهء آن سخن داشته و گفته است كه آن با جامع اسكندرانى لاتينى كه ترجمه ايست از اخلاق ارسطو پيوندى دارد . اين ترجمهء لاتينى به نوشتهء پترز در فهرست ترجمه‌هاى عربى آثار ارسطو ( ص 52 ) از هرمانوس است و مورخ 1242 . بدوى اين متن عربى را با آن ترجمهء لاتينى نيز همراه اخلاق نيقوماخوس چاپ كرده است . عامرى نيشابورى در السعادة و الاسعاد ( ص 30 ) عبارتى ميآورد كه در آغاز اين گزيده ديده مىشود . در مجموعهء ياد شده گزيدهء اخلاق جالينوس است ( ص 191 - 235 ) كه كراوس آن را