الشيخ الأنصاري

صيغ العقود 93

صيغ العقود و الإيقاعات ( و سه رساله رضاعيه ، زكات فطره ، مال ) ( فارسى )

اسقاط بعض معين آن دين و دادن بعض ديگر را به شخص داين ، و مصالحه بر اين وجه جارى نمايند ، پس صلح در اين صورت افاده مىكند فائدهء ، ابراء را در اسقاط حق . چهارم : فائدهء هبه است ، در وقتى كه ادعا كند مدعى دو عبد يا دو خانه را مثلا و مدعى عليه نيز معترف شود ، بعد از آن مصالحه نمايد مدعى آن دو عبد يا آن دو خانه را به يك عبد يا به يك خانه مثلا ، و مدعى عليه نيز قبول كند ، پس صلح در اين صورت افاده مىكند ثمره هبه را . پنجم : فائدهء عاريه است ، و اين در وقتى است كه ادعا كند خانه را مثلا كه در يد عمرو است و عمرو نيز اقرار و اعتراف نمايد ، پس از اين مصالحه نمايد شخص مدعى دعواى خود را به ساكن شدن عمرو در آن خانه تا مدت يك سال ؛ زيرا كه صلح در اين صورت افاده مىكند ثمره عاريه را ، لكن اصح لزوم اين مصالحه است ، پس صاحب خانه را نمىرسد كه رجوع نمايد . بدان كه چنانچه واجب است فرار از ربا در بيع ، همچنين واجب است فرار از ربا در صلح نيز على الاحوط و الاصح ، و ظاهر جواز صلح است بر مثل حق شفعه به جهت اسقاط آن ، و بر حق تحجير و اولويت سكناى در مدرسه و امثال آن ، و همچنين جايز است صلح بر اسقاط يمين و خيار ، و بر جارى ساختن آب را بر بام غير در مدت معلومه ، و نيز ظاهر جواز اشتراط است در ضمن عقد صلح چنانچه جايز بود در بيع ، و اللّه العالم .