الشيخ الأنصاري
صيغ العقود 133
صيغ العقود و الإيقاعات ( و سه رساله رضاعيه ، زكات فطره ، مال ) ( فارسى )
اگر پدر و جد به ولد صغير خود چيزى هبه نمايد لزوم مىيابد ؛ به جهت اينكه مال موهوب كه در يد ايشان است مقبوض است احتياج به قبض جديد ندارد ، و قبول را از جانب خود اب و جد مىنمايند . و عقد هبه بعضى از اقسام آن لازم است ، و بعضى از آن جايز ، و جايز نيز در بعضى از احوال لزوم مىيابد ، كه نمىرسد واهب را كه رجوع نمايد . اما لازم ، پس آن در هبهء ذى رحم است كه بعد از قبض رجوع نمىتواند نمايد به عين ، و همچنين است هبهء معوّضه كه در مقابل عوض هبه واقع شود ، پس آن نيز بعد از قبض لازم مىشود مطلقا اگر چه هبهء به اجنبى بوده باشد . و اما هبهء جايزه كه جايز است از براى واهب رجوع ، پس آن در هبهء به اجنبى است كه بلا عوض باشد و بعد از قبض آن عين موهوبه نيز در يد متهب باقى باشد اگر چه تصرف در آن كرده باشد على الأقوى ، مثل اينكه ثوب را پوشيده يا اينكه جامه را شست و مانند اينها از تصرّفاتى كه منشأ تلف يا تغيير آن نشده باشد ، پس در اين صورت جايز است از براى واهب كه رجوع نمايد . و اما اگر عين باقى نباشد در يد متهب و تلف نموده باشد پس جايز نيست رجوع در اين صورت ، و اين است مراد از هبهء جايزه كه به تلف لزوم يافته . اما صيغهء هبه ، پس واهب مىگويد : « وهبتك هذا » ، و متهب مىگويد : « قبلت » و نحو آن ، و اگر قبول به نحو ايماء و اشاره باشد ، يا اينكه واهب به جاى « وهبتك » ، « ملّكتك » بگويد يا « أهديت إليك » يا « أعطيتك » يا اينكه هذا « لك » بگويد ، جايز است اكتفاء به هر يك از اينها . و شرط است در واهب اهليّت تصرف .