المحقق النراقي

76

خزائن ( فارسى )

« مانى » شب عيش شادكامى بگذشت و روزها شد * چه شبى تو اى شب غم كه ترا سحر نباشد « وردى » توئىّ و قوّت يكناله دگر وردى * نعوذ باللّه اگر در دلش اثر نكند « وله » فرياد كه هر طائر فرخنده كه ديدم * صياد ز مرغان دگر بسته‌ترش داشت « وله » دعاهاى سحر گويند مىدارد اثر آرى * اثر مىدارد امّا كى شب عاشق سحر دارد « لاأدرى » همه بضاعت خود عرض مىكنند آنجا * قبول حضرت او تا كدام خواهد بود تورية عجبية * تورية : حكى أنَّه سلّم إلياس المعدّل على قوم من العامّة فلم يردُّوا ، فقال : لعلّكم تظنّون بى ما قيل من الرّفض ، و اللّه من أبغض واحداً من أبى بكر و عثمان و عمر و علىّ فهو كافر فسرّوا بذلك و اعتذروا إليه . نعم ما قاله النظامى : « 1 » در خوبيشان نه شك نه ريبى * زين چار يكى نداشت عيبى تورية : حكى أنَّه رفع غلامان سكرانان اخذا باللّيل إلى بعض الولاة فاستحسن صورتهما و سأل نسبهما و حسبهما ، فقال أحدهما : أنا ابن من دانت الرقاب له * ما بين مخزومها و هاشمها تأتيه طوعاً إليه خاضعة * يأخذ من مالها و من دمها

--> ( 1 ) - و نعم ما قاله السنائى أيضاً : در باغ لطافت نبى چار به است * وين چار به لطيف در بار به است آن به كه در اول است زان چار به است * و آن به كه در آخر است زان چار به است