المحقق النراقي

520

خزائن ( فارسى )

خادم و مجاور و صاحب اختيار آن آستانه بوده‌اند . و در زمان ميرزا سلطان حسين بايقرا و شاه جمجاه رضوان بارگاه سلطان شاه اسماعيل أنار اللّه بر هانهما درويش شمس الدين محمد و درويش يحيى شصت سال در آن آستانها مقدسه شب و روز به خدمت مشغول بودند و شبها سر بر آن آستان نهاده خدمت مىكردند و خانه و زن و فرزند سيد ، و تكيهء درويش يحيى در بالاى سر آن حضرت در خانه‌اى است موجود و از ايشان نسل نماند و دو برادر در طرق كه تا شهر يكى دو فرسخ است و مقبره و تختى و گنبدى به جهت مدفن خود ساختند و هر دو در آن مكان مدفونند و بقعه و كاروانسرائى و آسيائى و عمارات عالى پر زيب و زينب از ايشان مانده و به جهت رعايت ادب گستاخى دانسته‌اند اختيار قبر خود آن جا فرمودند ، و ديگر صلحاء و اتقياء از موضع جاسب بسيار برخاسته‌اند خصوصاً شيخ على جاسبى كه در موضع جمع كتان قم مدفون است و از جمله أجلاء و صلحاء بوده و ديگر سالك مسالك طريقت شيخ نظامى است كه سيد بوده و اسمش سيد إلياس بن إلياس مشهور است چنانچه خود گفته : در خط نظامى ار نهى گام * بينى عدد هزار و يك نام إلياس كالف برى ز نامش * هم با نود و نه است كامش ديگر مىفرمايد : چه در گرچه در بحر گنجه گمم * ولى أز قهستان شهر قمم حضرت شيخ از اقطاب و اوتاد بوده ، سلاطين زمان را به خدمتش سر مفاخرت بر آسمان رسيده چنان كه خود مىفرمايد : بگفتم بوسمش همچون زمين پاى * چو ديدم آسمان برخاست از جاى در عتبه فقر و درويشى سلاطين زمان و ارباب حكم و فرمان پيوسته به ملازمش شتافته‌اند چنانچه خود در مناجات و توحيد مىگويد : چون به عهد جوانى از بر تو * بدر كس نرفتم از در تو همه را بر درم فرستادى * من نمىخواستم توأم دادى