المحقق النراقي
436
خزائن ( فارسى )
حكومت برامكه و تسلط ايشان در زمان هارون تا بر طرف شدن ايشان هفده سال و هفت ماه و يازده روز كشيد . بعد از زمانى چند رافع سمرقند خروج كرده والى هارون را در سمرقند بكشت و هارون هرثمة بن اعين را به دفع او نامزده كرد و خود نيز از عقب او از بغداد روانهء خراسان شد و در راه مريض شده به طوس رسيد جان بمالكان دوزخ سپرد ، مدت خلافتش بيست و سه سال كسرى ، چهل و هفت مرحله از مراحل زندگانى را طى كرده بود و وفات او در سنه 193 اتفاق افتاد و چون اين خبر به بغداد رسيد امين بن هارون در بغداد بر سرير خلافت نشسته خلايق تجديد بيعت او كردند مأمون نيز در خراسان به منبر رفته از مردم به جهت امين به تازگى بيعت گرفت ولى امين خيانت و غدر كرده عاقبت به او رسيد آنچه رسيد . مجمل قضيه آن كه امين اراده كرد كه مأمون را از ولايت عهدى كه هارون قرار داده بود خلع و از حكومت خراسان عزل نمايد و به پسر خود بدهد هر چند جمعى از نيكخواهان چون اسماعيل بن صبيح كاتب السر و حازم بن حزيمة مانع شدند مفيد نيفتاد و به بهانه معاونت مأمون را طلبيده مأمون به عذرهاى دلپذير متسمك شد . عاقبت امين على بن عيسى بن ماهان را با لشكرى آراسته كه شصت هزار همراه بودند روانه خراسان و به او سفارش نمود كه مأمون را زنده بفرستد و زبيده مادر امين نيز سفارش به على بن عيسى نمود كه مكروهى به او نرساند و قبل از توجه ابن عيسى طاهر بن حسين كه به ذواليمينين اشتهار دارد و با چند هزار سوار از جانب مأمون برى آمده بود چون اين خبر به على بن عيسى رسيده بخنديد و گفت مكث طاهر همانقدر است كه ما از همدان بگذريم و چون از همدان گذشتند طاهر باز مستعد رزم بود عاقبت امر به مقاتله اتفاق افتاد و على بن عيسى در جنگ كشته شد و لشكر بغداد منهزم شد ، و چون اين خبر به مرو رسيد مردم به خلافت بر مأمون سلام كردند ، در وقتى اين خبر به امين رسيد كه مشغول ماهى گرفتن بود كه