المحقق النراقي
432
خزائن ( فارسى )
تخت نشست در رنجانيدن أصحاب هشام سعى بسيار كرد و منشور ايالت خراسان و عراق را به نام يوسف بن عمر نوشت و او نصر را از خراسان طلبيده نصر در آمدن تعلل مىكرد تا خبر كشته شدن وليد رسيد و بالجمله نصر مشغول عيش و عشرت شد و در هدم اسلام به حدى كوشيد كه مسلمين او را به كفر و زندقه منسوب كردند تا آن كه يزيد بن وليد بن عبدالملك را بر آن داشتند كه خروج كرده در وقتى كه وليد به جهت عفونت هوا از دمشق بيرون رفته بود دمشق را متصرف شد و از آنجا متوجه وليدشد و نظر به اينكه وليد بدون استعداد بيرون رفته بود در قلعهاى محصور شده تا آن كه قلعه را گرفتند سر وليد را از بدن جدا كردند زمان سلطنت او يك سال و سه ماه بود و مدت حياتش سى و شش سال بود . و بعد از او يزيد بن وليد بن عبدالملك در سنه 126 بر مسند سلطنت تكيه كرد و در زمان سلطنت او امر مملكت مختل شده هر كسى در طرفى سركشى آغاز كرد و عمارت عراق و خراسان را به منصور بن جمهور داد و او عامل به خراسان فرستاد و نصر در مقام مخالفت بر آمده عامل او را راه نداد و بعد از گذشتن قريب به شش ماه از سلطنتش وفات يافت و مدت عمرش سى و هفت سال بود . و بعد از او برادرش ابراهيم بن وليد بن عبدالملك به ولايت عهد برادر بر تخت سلطنت نشست و در آن سال مروان حمار كه در ارمنيه بود لشكرها جمع كرده به شام آمده ابراهيم را از خلافت خلع كرد پس مروان حمار بر تخت سلطنت نشست و او آخر خلفاى بنى اميه بود و در حرب عباسيان كشته شد . « ابتداى ظهور دولت عباسيه » تفصيل اين اجمال آن كه در سنه 101 كه زمان دولت عمر بن عبدالعزيز بود محمد بن على بن عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب در بعضى از اعمال شام در گوشهء اختفا نشسته بود از بعضى شنيده بود كه در نزد اهلبيت محقق است كه دول امويه قريب به انقراض رسيد و دولت بر او و اولاد او قرار خواهد گرفت . لهذا در خفيه بعضى را به بيعت خود دعوت كرد و ابو عكرمه را با دو