المحقق النراقي

106

خزائن ( فارسى )

مىشود و هر گاه از آخرش نقصان كنى كم مىشود و اگر از اول نقصان كنى خمس آخر مىشود ، و اگر از آخر نقصان كنى اول سبع آن مىشود و اگر از هر دو نقصان كنى عشر اول أفزونتر از آخرش شود و اگر هر دو ناقص را بر وسطش افزائى عشر آخر شود . لغز 2 : كدام مرغست كه هميشه پايش در سر است و پيوسته پاهايش تر است و بيشترش در كمتر است و اولش نصف آخر است . « أوحدى » تا زمزمهء عشق تو در گوشم شد * عقل و خرد و هوش فراموشم شد تا يكورق از عشق تو حاصل كردم * سيصد ورق از علم فراموشم شد « وله » عمرت بسر آمد و بسامان نشدى * دردت بلب آمد و بدرمان نشدى قاضى و خطيب و پارسا و مفتى * اين جمله شدى ولى مسلمان نشدى « وله » اى هر نفسى صد گنه از من ديده * و از روى كرم پردهء من ندريده اى من بتر از هر كه بعالم بتر است * وى لطف تو از من بتر آمرزيده « وله » نه روز و نه روزگار و نه وقت و نه حال * نه كفر و نه اسلام و نه كردار و نه مال نه رنج و نه راحت و نه هجر و نه وصال * بگرفت مرا ز عمر بيهوده ملال « وله » رندى بايد ز شهر ها تاخته‌اى * بنياد وجود خود بر انداخته‌اى با گرم روى سوخته‌اى ساخته‌اى * واندر قدمى هر دو جهان باخته‌اى « وله » دل ميل تو دارد ارنه بفروختمى * در سينه توئى وگر نه بر دوختمى ور زانكه نه هر دو با تو آموخته‌اند * آتش زدمى و هر دو را سوختمى