احمد مجاهد

مقدمه 53

جوحى ( فارسى )

و مأجوج و عاد و ثمود ، كه اندام‌هاى تناسلى حيوانات را عريان مىبينند و زشت نمىشمارند ، اما هرگاه نام آنها در كتاب‌ها بيايد ، عفّت و اخلاق و دين خدشه‌دار مىشود . آن وقت قاه‌قاه به اين منطق و فرهنگ مىخندند . ما چرا بايد كارى كنيم كه مسخره و ملعبهء ديگران قرار بگيريم ! اما اين‌كه نقطه‌چين از چه زمانى و از كجا پيدا شده ، به تحقيق بنده ، و به شهادت كتب چاپى و خطى ، از زمان رودكى تا آخر دورهء قاجار ما يك كتاب هم نداريم كه نقطه‌چين شده باشد ، فقط از اوائل حكومت پهلوى اول كه مترجمان شروع به ترجمهء كتب عشقى و جنسى از زبان‌هاى اروپائى كردند ، وقتى به جاهاى حسّاس مىرسيدند براى جنّت مآبى در جامعه آن را نقطه‌چين مىكردند . و متأسّفانه اين مسأله در زمان ما به همهء متون كهن شيواى زبان فارسى تسرّى پيدا كرده است . از طرفى دو اندام تناسلى زن و مرد كه اسباب و ابزار توليد يك انسان هستند معقول نيست كه اين همه تحقير و تقبيح شوند و انسان به عامل ايجاد خود اين همه توهين روا دارد و آن را زشت‌ترين اشياء بداند و از آن باركيك‌ترين الفاظ و لغات و تعبيرات ياد كند . و اين ديد منفى هم فقط در جوامع شرقى است آن هم در بين عوام جامعه ، و الّا دانشمندان و جوامع غربى با اين الفاظ و تعبيرات به مسأله نگاه نمىكنند . در هر حال نگارنده اين مقدمه را براى خوانندگان عمومى اين كتاب نوشت ، و الّا خواص خود عالمان‌اند . سخنى با بزرگان قوم و قم : از بزرگان قوم مىخواهيم كه به امور بزرگ مملكت بپردازند و گرد اين قبيل مطالب فرعى و جزئى نگردند . و از بزرگان قم هم مىخواهيم كه اين‌قدر به پروپاى اين الفاظ نپيچند و ايجاد حسّاسيت در جامعه نكنند و وزارت ارشاد را زير فشار نگذارند . مطالب طنز و هزل و مطايبه و هجو در همهء كتب ادب و شعر هست و منحصر به يكى و دو كتاب نيست . و راوى بيش‌تر آن‌ها هم علما و فقهاى دينى هستند ، به عنوان مثال در همين كتاب ، راوى بيش‌ترين حكايت‌هاى جحا ، ابو سعد آبى شيعى اديب و از وزراى آل بويه و صاحب