احمد مجاهد
مقدمه 48
جوحى ( فارسى )
نقطهچين از مواردى كه صدمهء بزرگى به كتاب و مؤلف و خواننده و ناشر مىزند ، نقطهچين كردن كلمات و جملهها در كتابهاست . آنچه كه مسلّم است از به دو كتابت در ايران بعد از اسلام كه نسخههاى خطّى موجوداند ، در هيچيك از آنها نقطهچين وجود ندارد ، و در تمام ديوانهاى شاعران و همچنين كتابهاى نثرى ، كه معمولا به مناسبت بيتى و يا يك رباعى و يك قطعه در مطالب آنچنانى آمده است ، در هيچيك نقطهچين نشده است ، و نيز كتابهاى فقهى كه فقها در مبحث نكاح و حيض و نفاس و غسل و طهارت و موارد ديگر مطالب مطروحه را با ذكر جزئيات ولى با لغات عربى آوردهاند نقطهچين نكردهاند . نگارنده در اينجا به اجمال نه به تفصيل به ريشهيابى اين مسأله مىپردازم تا باشد مطلب روشن شود . به اتّفاق همهء علماى ادب و اخلاق ، زشتى در اعمال ماست نه در نام اندامهاى بدن . يعنى اگر كسى دروغ بگويد ، عمل دروغ گفتن زشت است نه زبان ، و اگر كسى نگاه خيانتبار به جان و مال و ناموس مردم بدوزد ، اين عمل او زشت است نه چشم ، و همچنين است اگر كسى زنا بكند ، اين عمل زناى او زشت است نه اندام تناسلى . جاحظ دانشمند مشهور عرب و متوفّاى 255 ه ، در اين باب مىگويد : « بعضى از مردم هرگاه نام آلت و فرج و وطى مىشنوند ، مىلرزند و اظهار دورى از زشتى مىكنند و دم از پارسايى مىزنند . و بيشتر كسانى كه اين تظاهرات را مىنمايند ، چيزى از جوهر عفّت و بزرگوارى و وقار حقيقى در آنها نيست جز صورت تصنّعىاش » . ( الحيوان ، 3 / 40 ) . ابن قتيبه نيز در اين باب مىنويسد : « مزاح اگر حق باشد نه قبيح است و نه منكر و نه از كبائر است و نه از صغائر . و مثل اين قبيل كتب ( عيون الاخبار ، محاضرات الأدباء و . . . ) مثل سفرهء گستردهاى است كه در آن انواع طعامها چيده شده است ، و بر اين سفره انواع اشخاص با انواع ميلها نشستهاند . اگر در اين كتاب به سخنى