احمد مجاهد

مقدمه 29

جوحى ( فارسى )

فكاهات تأليف شده است نه از يك شخص و نه از يك زمان ، و تمام اين حكايات و نوادر دور كاكل جحا مىچرخد تا جايى كه جحا رمز مثل و فكاهت شده است . و با اين حال ، عجيب نيست كه ما جحا را جامع شخصيات متناقض مىيابيم . هوشيار و كودن ، احمق و حكيم ، كريم و بخيل ، عزب و زن‌دار ، صاحب همسران و اولاد . . . » . ( دراسات فنيّة فى الأدب العربى ، ص 669 ) . جرّوس برس نويسندهء ديگر عرب مىنويسد : « جحا هوشيار زيركى است كه در هر حكايت لباس آن را به تن مىكند . در كودكيش عاق است و در پيرى اصلع ( كسى كه موهاى جلو سرش ريخته است ) . در جوانيش با موهاى بلند به سلمانى مىرود و موهاى سرش را مىتراشد و برخوردى با سلمانى پيدا مىكند ( حكايت 621 و 721 كتاب حاضر ) . همسران متعدد بىوفا دارد . مرد فقير و نادارى است كه براى به دست آوردن روزى از طريق وعظ ، دائم به اين طرف و آن طرف مىرود . خفتان به تن مىكند و عمامه بر سر مىگذارد . . . » . ( احلى طرائف و نوادر جحا ، ص 14 ) . سلامه موسى نويسندهء ديگر عرب مىنويسد : « جحا در حكايات و نوادرش صاحب دو شخصيت است : يكى شخصيت ادبى كه در آن به صورت مردى عاقل و حكيم جلوه‌گر است ، و شخصيت عامه كه در آن به صورت مردى مغفّل و ابله نمايان مىشود كه فقط مردمان ساده و فاقد نقد اجتماعى از آن حكايات خنده‌شان مىگيرد » . ( مقالات ممنوعه ، ص 162 ) . حامد عمّار نويسندهء ديگر عرب مىنويسد : « در بسيارى از حكايت‌هاى جحا ، او شخصى مستضعف و صاحب قلب پاك است كه در نهايت بر مردمان پيروز مىشود و بر آنان مىخندد » . ( فى بناء البشر ، ص 92 ) . دكتر ابراهيم احمد شعلان از محققان عرب دربارهء جحا مىنويسد : « شك نيست كه جحا يك شخصيت نوادرى است كه شاخص فنّ نادره است كه تمام شخصيات فكاهى گذشته و آينده را درنورديده است و همه را در سايهء خود گرد كرده است . در نتيجه يك مجموعهء بزرگ متناقض از نوادر جحوى به وجود آمده است ، و اين مجموعه نه تنها كم نمىشود بل‌كه روزبه‌روز و از نسلى به نسلى رو به تزايد است تا جايى كه باعث شد موضوع فوق‌ليسانس دانشجويى به نام محمد رجب النّجار در