عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
68
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : به من رسانيدند كه پيامبر خدا مرا به مرگ ترسانيده ، حال آنكه از پيامبر خدا بخشش چشم مىدارند . آن برد را معاويه از وى به ششصد دينار خريد ، و تا روزگار ما ميان خلفا دست به دست مىگردد . در اين باره تمثيل ظريف ، سخن جعيفر الموسوس است كه از مردى بالا پوشى خواست و مرد گفت : اين بالا پوش را پدرم پوشيده بوده و دوست ندارم كه پس از وى ديگرى به تن كند . تمثيل اين است : سألته درّاعة * لباسها يحسن بى فقال لى اكره ان * تلبسها بعد ابى و قد رأى البردة من * يلبسها بعد النّبى يعنى : از او بالا پوشى خواستم كه به تن من مىآمد . گفت دوست ندارم پس از پدرم كسى ديگر آن را بپوشد . حال آنكه ديده بود كه كسانى ، پس از پيامبر برد او را مىپوشيدند . برد الورد . به خنكى دلچسب ، يعنى خنكى بهار ، برد الورد گويند همان گونه كه به سرماى سخت و جانكاه برد العجوز گويند و روشن است كه ميان اين دو تفاوت تا چند است ! و گويند سرماى بهار درختان را به برگ مىآورد و سرماى پاييز مىكشد . برص أنس بن مالك - فالج ابن ابى دواد . برق خلّب . برق بىباران را برق خلّب يا برق خلّب گويند . شاعر گفته : و قول بلا فعل كبارق خلّب يعنى : گفتار بىكردار چون برق بىباران است . و ديگرى گفته : لا يكن وعدك برقا خلّبا * انّ خير البرق ما الغيث معه يعنى : مباد كه وعدهء تو برق خلّب باشد زيرا كه آذرخش نيكو آن است كه