عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
36
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : سكوت كرد ، چنانچه مرد دلاور سكوت كند . اما اگر همين مرد شجاع مجالى براى سخن گفتن مىيافت [ گوش مخاطب خود را ] كر مىكرد . اظفور عصفور - ابهام القطا . اعتذارات النّابغة - حوليّات زهير . اعناق الرّياح . در مثل به كسى كه كوشا و شتابان باشد گويند : سوار بر گردن باد شده . ابو فراس گفته : عدتنى عن زيارته عواد * أقلّ مخوفها سمر الرّماح و لو انّى اطعت رسيس شوق * ركبت اليه اعناق الرّياح يعنى : گرفتاريها و موانع مرا از ديدار او بازداشت ، كمترين نگرانيها و ترسهاى آن ، نيزههاى كبود بود . و اگر من از اشتياق خود فرمان مىبردم هر چه تندتر - و سوار بر بال بادها - به سوى او مىشتافتم . اغربة العرب : دلاوران و مهتران عرب چهار تن سياه بودند نامور به سيه زاغان عرب ، يعنى : عنتره بن شدّاد العبسى ، سياهى او از سوى مادرش بود كه زنى حبشى زنگى بود به نام زبيبه . شاعرى ، مردى را كه شراب كم مىنوشيد چنين مىستايد : و يدّعى الشّرب فى رطل و باطية * و أمّ عنترة العبسىّ تكفيه يعنى : ادعا مىكند كه شراب در پيمانه و پيالهء بزرگ مىنوشيد ، و مادر عنتره عبسى او را بس باشد . دومى خفاف پسر ندبه سلمى است ، سياهى او از سوى مادرش و به جهت زادگاهش - يعنى ريگزار سياه بنى سليم - بوده او روزگار پيامبر ( ص ) را درك كرد . مردى دلاور و شاعر بود ، حال آنكه كم ديده شده كه دلاورى و شاعرى در يك تن گرد آيد . او در فتح مكه همراه پيامبر بود و بيرق سليم را به دست داشت . سومى سليك پسر سلكة است شرح و ياد او خواهد