عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
519
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : در چنين شب سرد كه باد بسيار سرد مىوزد ، برخيز و آتشى برافروز ، باشد كه راه گذرى آن را ببيند يا آن آتش ، مهمانى را به سر سفرهء ما راهنمون گردد اگر چنين باشد تو را آزاد كنم . ابن الرومى در شعر براى عبيد الله بن عبد الله بن طاهر ، آتش مهمانى و آتش جنگ را با هم آورده : له ناران نار قرى و حرب * ترى كلتيهما ذات التهاب يعنى : عبيد الله هم آتش مهمانى دارد و هم آتش جنگ و هر دو فروزان . نار القربان . آتش قربان آتشى بوده كه خداوند آن را براى آزمون نيّت و ايمان پاك بنى اسرائيل مىفرستاد بدين گونه كه بنى اسرائيل كه قربانى مىكردند ، هر كس كه داراى خلوص نيّت مىبود آتشى فرو مىآمد و آن قربانى را مىخورد و نيست مىگردانيد ، امّا هر گاه كه آتشى فرو نمىآمد و قربانى سر جاى خود مىماند حكم مىكردند كه دل و ايمان آن كس ناپاك بوده به همين روى خداوند فرموده : « الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ » « 1 » و از آيه ديگر نيز سنّت و حال يهود كاملا دانسته مىشود كه : « قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » « 1 » جاحظ گويد : كه : خداوند به جهت مصلحت مردم و بنا به طبيعت آنها اين گونه آزمون را رها كرد و بيان ايمان و بىايمانى مردم را به روز رستاخيز باز نهاد . نار الكىّ . دربارهء كارى كه از آن چشم نيكى داشته باشند امّا بدى بار آيد به آتش داغ مثل زنند . و داستان آن چنان است كه مردى از دور آتشى ديد به اين پندار كه مگر خوراكى مىپزند در پى آن آمد ، قضا را حيوانى داغ مىكردند . ابن المعتزّ گفته : لا تتبعن كلّ دخان ترى * فالنّار قد تو قد للكىّ يعنى : مبادا كه به دنبال هر دودى كه بينى به روى ، زيرا گاه باشد كه آتش را از
--> ( 1 ) - سورهء آل عمران ، 183 .