عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
487
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
و من يصنع المعروف فى غير أهله * يلاق الّذى لاقى مجير امّ عامر أعدّ لها لّما استجارت ببيته * أحاليب ألبان اللّقاح الدّرائر و أسمنها حتّى إذا ما تمكّنت * فرته بأنياب لها و أظافر فقل لذوى المعروف : هذا جزاء من * يجود بمعروف إلى غير شاكر يعنى : هر كس كه دربارهء نااهل نيكى ورزد به دو آن رسد كه به پناه دهندهء كفتار رسيد چون كفتار به خيمهء مردى پناهنده شد ، مرد براى او شير شتران پر شير آماده كرد و او را مىپرورانيد تا روزى كفتار دست يافت و با دندان و ناخنهايش مرد را دريد . از من به صاحبان احسان بگوييد : اين است سزاى آن كه در حق ناسپاسان نمك نشناس نيكى كند . مجير الجراد - مجير الطّير . مجير الطّير . ثور بن شجنه « 1 » مردى ارجمند و شريفى بود كه پرندگان را پناه مىداد ، و در حريم خانهء وى كس را ياراى آن نبود كه پرندگان را بپراند يا شكار كند . از آن روى او را پناه دهنده پرندگان خواندند ، همان گونه كه مدلج بن مرثد بن خيبرى ملخها را پناه مىداد و او را مجير الجراد ناميدند . مخّ الأطعمة . به آش ترشى ، مغز و اصل خوراكها و « سيّد المرق » لقب دادهاند و گويند چون خورشت را با سركه بپزند يك سوم زحمت معده كم مىشود . گويند يكى از خلفا به كنيزش به كنايه گفت : تا كى بايد آش ترشى بخوريم ، گفت : اى امير ، آش ترشى مغز همهء خوراكهاست . نه از خوردن سرد آن كس را بد آيد و نه داغ آن كس را ناخوش آيد . هم در حضر نيكوست و هم توشهء سفر است ، در زمستان و تابستان براى پذيرايى از مهمان هيچ غذايى بر آن فزونى ندارد . خليفه را از اين همه سخن خنده آمد و او را به صلهاى نواخت . مخّ البعوض . چيز ديرياب و ناياب و ناشدنى را به مغز پشه مانند كنند . عرب گويد : مرا
--> ( 1 ) - ضبط ابراهيم صالح : ثوب بن شحمة ( م . ) .