عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

423

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

قحاب الهند - صوفيّة الدينور . قدح ابن مقبل . ( تير ابن مقبل ) در اثر گذارى نيكو ، هر چيز را به « تير ابن مقبل » مثل زنند . گويند كه عبد الملك بن مروان به حجّاج نوشت : من براى تو مثلى نمىيابم جز تير ابن مقبل را . حجّاج معنى ان را نمىدانست و اندوهگين بود تا ابن قتيبه - كه راوى و حافظ شعر و آگاه به فنون آن بود - درآمد . حجّاج معنى آن را از وى پرسيد . ابن قتيبه گفت : تو را مژده بادا كه خليفه تو را ستوده است ، مگر اين شعر ابن مقبل را در وصف تير نشنيده‌اى كه : غدا و هو مجدول وراح كأنّه * من الصّكّ و التّقليب فى الكفّ افطح خروج من الغمىّ اذا صكّ صكّه * بدا و العيون المستكفّة تلمح يعنى : [ آن تير ] بامدادان سفت و پيچان بود امّا چندان به هم ماليدند و در كف دست چندان گردانيدند كه شامگان پهن و راست شد . [ چون شهاب ] در شب تار ، تند و تيز مىرود و مىدرخشد ، و [ نگرندگان ] براى آن كه آن را نيك ببينند كف دست را روى چشمان خود مىگيرند . نيز حكايت كنند كه بارى ديگر عبد الملك به حجّاج نوشت : امّا بعد براستى كه تو سالم هستى و السّلام . او معنى آن را در نيافت تا آن كه او را آگاه كردند كه عبد الملك آن سخن عبد الله بن عمر بن الخطّاب - رض - را منظور داشته كه دربارهء پسرش سالم گفته : يديروننى عن سالم و اديرهم * و جلدة بين العين و الأنف سالم يعنى : مرا از سالم دور مىكنند و من آنها را دور مىكنم و سالم مانند پوست ميان چشم و بينى من است . اين بيت را من در كتابهاى ديگرى نيز چنين ديدم و پس از آن نيز در نسخه‌اى از نامه‌اى از صاحب بن عبّاد به كارگزار گرگان ديدم كه نوشته بود ابو العباس محمد بن يزيد به من آگهى داد و گفت كه : به عتبى گفتم دوست دارم جايگاه خود را در دل تو بدانم گفت : جايگاه سالم و سالم ،