عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
421
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
قبح القرد . به زشتى ميمون مثل زنند . گويند بوزينه هر چند زشت است امّا ملاحتى دارد . روايت كنند كه بشّار هرگز به هيچ هجايى در حق خود به اندازهء بيتى كه حمّار عجرد وى را نكوهش كرده ، آزرده و بىتاب نشده بود آن بيت اين است : و يا أقبح من قرد * إذا ما عمى القرد يعنى : اى زشتتر از ميمون ، اگر ميمون نابينا باشد . گويند چون بشّار اين بيت را شنيد ، سخت گريست و گفت : چه كنم كه او مرا مىبيند و دربارهء من شعر مىگويد ، و من نمىبينمش و در حق او شعر مىگويم . و گويند روزى مردى زشت روى به منصور حسين حلّاج - خدايش بيامرزاد - گفت : اگر در ادّعاى خود راستگو هستى ، مرا به صورت ميمون درآور . گفت هر گاه چنين آهنگى كنم نيمهء كار فراهم است . و يكى از خلفا به نديمش گفت : آيا در چهرهء بختشيوع نشانهاى از ميمون نمىبينى ؟ گفت انديشهء شما به گونهاى خطاست ، يعنى در چهرهء بوزينه نشانهاى از بختيشوع هست . قبر أبى رغال . گور اين ابو رغال را مردمى كه به مكّه مىآيند سنگسار مىكنند . حال او چنان بود كه صالح پيامبر ( ع ) او را بر كار صدقات گماشت . امّا او از دستور وى [ در درستكارى ] سرپيچيد و بدرفتارى با مردم پيشه كرد ، پس ثقيف بر سر او ريختند و به گونهاى زشت و فجيع او را كشتند ، و البته اين كشتن عكس العمل بود در برابر رفتار ناشايست وى با مردم حرم و بيشتر شاعران در شعر خود از وى نام بردهاند . مسكين دارمىّ گفته : و ارجم قبره فى كلّ عام * كرجم الناس قبر أبى رغال يعنى : همه ساله گور او را سنگباران مىكنم همان گونه كه مردم گور ابى رغال را سنگباران مىكنند . . . هنگامى كه غيلان بن سلمه غلامهاى خود را آزاد كرد و مال خود را بر در كعبه آويخت ، عمر بن الخطاب - خداوند از او خشنود باد - به او گفت : اگر مال خود