عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
408
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
فتنة الدّجّال . پيامبر ( ص ) از فتنهء دجّال و عذاب قبر به خداوند پناه مىبرد . و پراكندگى و ناهمگونى سخنان درباره دجّال چندان است كه اينجا گنجايى آنها را ندارد . فتيلة المصباح - دودة القزّ . فحش مومسة . دربارهء دشنام زن تباهكار ، جاحظ خوانده : أقسمت أنّك أنت ألأم من مشى * فى فحش مومسة و زهو غراب سوگند مىخورم كه تو پستترين كسى هستى كه به شيوهء دشنام زن تباهكار و غرور و خرام زاغ بر روى زمين راه مىروى . فحل السّوء . كسى را كه نسبت به خويشان و نزديكان گستاخى مىكند و آنها را مىآزارد ولى از بيگانگان مىترسد و كارى به كارشان ندارد اسب يا شتر نرينهء بد مىخوانندش . عيسى بن إدريس ، پدر ابو دلف به برادرش يحيى بن ادريس گفته : تصول على الأدنى و تجتنب العدا * و ما هكذا تبنى المكارم يا يحيى ! فأنت كفحل السّوء يبذل أمّه « 1 » * و يترك باقى الخيل سائمة ترعى يعنى : اى يحيى تو به نزديكان خود يورش مىآورى و از دشمنان پرهيز مىكنى بزرگواريها هرگز چنين قوام نمىگيرد . تو مانند اسب يا شتر نرينهء بدى هستى كه مادرش را به كار مىگمارد و اسبان ديگر را به حال خود رها مىكند . فراش النار . جاحظ گفته : در سرزنش و نكوهش شخص سبكسر و بىخرد و متهوّر گويند : او پروانهء آتش و مگس آز است شاعر نيز گفته : كأنّ بنى طهيّة رهط سلمى * فراش حول نار مصطلينا يطفن بحرّها و يقعن فيها * و لا يدرين ماذا يتّقينا ! يعنى : خاندان سلمى - بنى طهيّه - گويى پروانگانى هستند كه در آتش در مىآيند خود را به سوى آتش مىكشانند و برگرد آن مىگردند و در آن
--> ( 1 ) - يبذل أمّه : يمتهنها . پاورقى چاپ 1326 قاهره . ( م . )