عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
401
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
را ديدهام ، غوطهء دمشق نيكوترين و دلانگيزترين همه است . و نتوانستم باغستانهاى آراسته به گل و شكوفه را از بركههاى زيبا با پرندههاى آبى زيباتر از درّاج و طاووس جدا كنم ، و ندانستم چگونه آن را با آن همه چشماندازهاى پر نقش و نگار در روى زمين به بهشت مانند كنم ! اما نهر ابلّه ، در بصره واقع است ، گرداگرد آن فضاهاى فراخى از نخلستان است و درختان ترنج و نارنج و هر درختى ، و از كشتزاران و چمنزاران ، آنسان كه مانند آن جايى نتوان ديد ، كوشكهايى رو به روى هم و ساختمانهايى زيبا ، كه چشم را خيره مىكند و دل را به نشاط مىآورد . ابن عيينه در اين باره گفته : و يا حبّذا نهر الأبلّة منظرا * إذا مدّ فى أثنائه الماء اوجزر يعنى : وه كه نهر ابلّه ، آن گاه كه آب آن پيش مىآيد و پس مىرود ، چه چشمانداز دل انگيزى دارد . امّا شعب بوّان در فارس است و دربارهء آن شاعر گفته : إذا اشرف المكروب من رأس تلعة * على شعب بوّان أفاق من الكرب و ألهاه بطن كالحريرة مسّه * و مطّرد يجرى من البارق العذب فباللّه ياريح الجنوب تحمّلى * الى شعب بوّان سلام فتى صبّ يعنى : هر گاه شخص اندوهگينى از بالاى تپهاى به شعب بوّان بنگرد از اندوه مىرهد . او را گلزاران روى زمين - كه هنگام پسودن به پرند نرم ماند - به شادمانى آورد ، و چشمهء گوارا - كه از ابر بارانزا جارى گشته . اى باد جنوب ، خدا را ، درود اين جوان دلداده را به شعب بوّان برسان . و متنبى در اين باره گفته : مغانى الشّعب طيبا فى المغانى * بمنزلة الرّبيع من الزّمان يعنى : چراگاه شعب [ بوّان ] در ميان سبزهزاران ديگر چون بهار است نسبت به فصلهاى ديگر . . . امّا سغد سمرقند ، گويند چون قتيبة بن مسلم از بالاى كوه