عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

386

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

عين المنيّة - عين العلا . عين الميزان - عين العلا . عين النرجس - عيون النرجس . عيون النّرجس . مانند كردن چشم به نرگس و همچنين استعارهء « چشمان نرگس » معروف است . ابن المعتزّ گفته : كأنّ عيون النرّجس الغضّ حولنا * مداهن درّ حشوهنّ عقيق يعنى : گويى چشمان نرگس شاداب در پيرامون ما چون روغندانهايى است كه در اندرون آنها عقيق باشد . [ غ ] غبار العسكر . ابو السّمط مروان بن ابى الجنوب ملقب به « غبار العسكر » بود چون خود گفته : لمّا بدا لون المشيب سترته * و تركت منه ذوائبا لم تستر قالت أرى شيبا برأسك قلت لا * هذا غبار من غبار العسكر يعنى : چون رنگ پيرى در سرم پديدار گشت ، آنها را پوشانيدم امّا طرّه‌هايى را كه نمىشد پنهان كرد رها كردم [ محبوبم به من ] گفت نشانه‌هاى پيرى را بر سرت مىبينم ، گفتم نه ، كه اينها گرد و غبار سپاه است . غداء ابن أبى خالد . ناشتايى ابن ابى خالد ، گاه نيز ناشتايى دينار گويند . در نسبت به ابن ابى خالد مثل زنند به كسى كه چيزى بس گران و بزرگ را به لقمه‌اى بفروشد ، و در نسبت به دينار ، مثل زنند به كسى كه براى جلب سود ، و دفع زيان سفره گسترد و مهمانى دهد . امّا داستان آن چنين است كه احمد بن ابى خالد وزير مأمون - در آزمندى و سوز معده در آنچه چيزى به او ببخشند به حدّى بود كه به دو مثل مىزنند و گويند : « آكل من ابن ابى خالد ، و أنهم من ابن ابى خالد » يعنى پرخورتر از ابن ابى خالد ، يا آزمندتر از ابن ابى خالد . گويند او در برابر يك كاسه پالوده ، حكمرانى آبادى بزرگى را به مردى واگذار كرد . و هر گاه او را به خاطر پذيرفتن هر خوردنى كه به او مىدادند سرزنش