عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
377
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
عود بنان و ناى زنام . بنان و زنام رامشگران متوكّل بودند ، و هيچ كدام از اين دو تن را در ردهء خويش همتايى نبود . و چون اين دو با هم به نوازندگى و رامشگرى مىنشستند ستخت استادانه مىنواختند و [ به آوا و نواى خود ] افسون مىساختند و شگفتى مىآفريدند . متوكّل هرگز جز به ساز و نواى آنها به باده گسارى نمىنشست بحترى دربارهء آنها در قصيدهاى گفته : هل العيش إلّا ماء كرم مصفّق * يرقرقه فى الكأس ماء غمام و عود بنان حين ساعد شدوه * على نغم الالحان ناى زنام يعنى : زندگانى و خوشى زندگى تنها در نمنم مى انگورى در جام است كه به آب زلال باران رقيقش كرده باشند ، و نيز عود بنان كه نواى آهستهء آن نغمه و آواى ناى زنام را همرهى كند . عود الدخنه - دودة القزّ . عود الهند . از ميان بويهاى خوش و عطريّات به عود هندى مثل زنند . ستايندهاى كه نعمت و ارزشهاى هند را ستوده ، گفته درياى آن گوهر است و كوه آن ياقوت ، و درختش عود و برگش عطر . و در كتاب العطر آمده : بهترين گونه عود ، هندى مندلى است و گونهء سخت آن بهتر است و چون خواهند خوبى آن را بيازمايند - اگر اندكىترى داشته باشد - انگشترى را بر آن فشارند بايد كه نقش نگين در آن بماند ، و اگر خشك باشد بوسيله آتش بايد شناخت . از ويژگيهاى آن ، اين كه بوى آن يك هفته - و يا بيشتر - در جامه بماند و جامهاى كه به بوى آن آغشته باشد . شپش نگذارد . جز از عود ، هند چيزهاى ديگر دارد از آنهاست : پيل ، كرگدن ، ببر ، طوطى ، طاووس ، ماكيان هندى ، ياقوت سرخ ، مندل سپيد ، عاج ، ساج ، توتيا ، قرنفل ، سنبل ، فلفل و ادويهء ديگر از آن جنس .