عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

372

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

سوگند مىخوردند كه در جنگ جانبازى كنند و پشت ندهند اگر چند كشته شوند ، پس چون با بوى خوش آن زن در پهنهء كارزار در مىآمدند ، ديگران مىگفتند آنها ميان خود عطر منشم ساييدند . پس از آن اين سخن به گونهء مثل درآمد . زهير به اين سخن تمثل جسته و گفته : تداركتما عبسا و ذبيان بعدما * تفانوا و دقّوا بينهم عطر منشم يعنى : پس از آن كه ميان عبس و ذبيان جدايى افتاده بود آن را تدارك كرديد « 1 » . عقاب الجوّ . در بلندى و دست نيافتنى بودن چيزى آن را به عقاب آسمان مثل زنند . روزى كه قصير ، عمرو بن عدىّ را برانگيخت تا خون دايى خود را از جذيمه بستاند و گفت ، برخيز و آماده شو و خون دايى خود را تباه مكن ، عمرو به او گفت : چه مىتوانم كرد كه زبّاء از عقاب آسمان نيز بلندتر و دست نيافتنىتر است . از آن پس اين سخن مثل گشت . عقاب ملاع . عرب در مثل گويد : أبصر من عقاب ملاع يعنى فلان ، از عقاب ملاع نيز تيزبين‌تر است . محمد بن حبيب گفته : ملاع به معنى كوه و پشته است امّا ديگران گفته‌اند : ملاع بيابان است ، زيرا كه عقاب بيابان بسى تيزبين‌تر و تيز پروازتر از عقاب كوهستان باشد . امر القيس نيز گويد : كأنّ دثارا حلّقت بلبونه * عقاب ملاع لا عقاب القواعل يعنى : گويى كه عقاب ملاع - نه عقاب تپه‌هاى كوچك - روى ماده شتر دو سالهء دثار [ نام چوپان امرؤ القيس ] بال گشوده . عقارب شهر زور - أفاعى سجستان . عقل مطرّف - ورع ابن سيرين . عقوق الضبّ . بىشفقتى سوسمار معروف است چنان كه او بچه‌هاى خود را مىخورد ، بدين گونه كه چون تخم مىگذارد از تخم خود نگهدارى مىكند ، امّا چون بچه

--> ( 1 ) - از افاضات استاد سيد جعفر شهيدى ( م . ) .