عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

369

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

يعنى : جانم برخى آن كس باد كه مرا - كه پيش از اين چون مار بودم [ و به روى شكم مىخزيدم ] - سواره گردانيد . من برخى او ، كه فدا شدن من در راه او ، داغى است در دل آن كه بدخواه من است . عرّيسة الأسد . در مثل هر چيز و جاى بلند و دست نيافتنى را به كنام شير مانند كنند . شاعر گفته : كمبتغى الصّيد فى عرّيسة الأسد يعنى : چون خواهان شكار در كنام شير . و در امثال آمده : ندانسته كه كنام شير ، آغل گوسفند خرد نيست . عزّ التّقى . گويند هيچ ستايشى دربارهء دانشمند مانند سخن ابن الخيّاط دربارهء امام مالك بن انس ( رض ) نيست كه گفته : يأبى الجواب فما يراجع هيبة * و السّائلون نواكس الأذقان هذا التّقىّ و ظلّ سلطان التّقى * لهو المهيب و ليس ذا سلطان يعنى : از پاسخ خوددارى مىكند و به جهت هيبت و شكوهش سؤال را تكرار نمىكنند و پرسندگان چانه‌هايشان را پايين انداخته‌اند اين است آن پارسا و سايهء خداوندگار پارسايى ، اوست شكوهمند هر چند صاحب سلطنت نيست . عزّة أمّ قرفة . اصمعى گفته : عرب هنگام مثل زدن دربارهء والايى و ارجمندى و بزرگوارى گويند : « انّه لأمنع من أمّ قرفة » يعنى فلان از امّ قرفه نيز ارجمندتر و والاتر است . و أمّ قرفه دختر مالك بن حذيفة بن بدر بود . نگهبانان خانهء او پنجاه سوار شمشير زن بودند و همه محرم وى . امّا ديگران - غير از اصمعى - گفته‌اند او دختر ربيعة بن بدر بود . عزير مصر . در قرآن كريم آمده : « وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ » « 1 » و هم در همانجا برادران يوسف به او مىگويند : « يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ » « 2 » و اين عنوان تا امروز بزرگداشت حكمرانان و بزرگان مصر

--> ( 1 ) - سورهء يوسف - 30 . ( 2 ) - سورهء يوسف - 88 .