عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
363
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
تكرار كرد ، چون چنين شد ، گفتم : همراه با سليمان به خداوند ايمان آورد . و گفتم : عجوز قريش چه كار كرد ؟ گفت : عجوز قريش كدام است ؟ گفتم : امّ جميل ، زن هيمه كش كه در گريبان ، رشتهاى از ليف خرما داشت . ابن الزبير خنديد و به خالد گفت : پرسش تو بد بود و پاسخ او نيكو . عدل انوشروان . ( دادگرى انوشروان ) دادگرترين پادشاهان ساسانى انوشروان بود و جز اردشير - به جهت اين كه پيش از او بود - هيچ كدام در دادگرى به او نمىرسند ، و بدين روى در ميان آنها ، در دادگرى ، به انوشروان مثل زنند . پيامبر اسلام ( ص ) در سال نهم سلطنت او زاده شد و به اين همزمانى باليد و فرمود : « ولدت فى زمن الملك العادل » . اما پادشاهان ديگر ساسانى همگى ستمگرانى بودند تبهكار ؛ آزادمردان را به بندگى مىكشاندند ، با مردم بسان مزدوران و بردگان و كنيزان رفتار مىكردند و براى آنها ارزشى قائل نمىشدند و برخوردارى از خوردنيهاى خوشمزه و جامههاى نيكو و سواريها و زنان زيبا و كاخهاى باشكوه و آداب عادات خوش را همواره براى خود مىخواستند . كسى از رعيت ياراى آن نداشت كه سكبايى بپزد يا جامهء حرير بپوشد يا ستور ارجمندى سوار شود يا زنى زيبا به همسرى گزيند يا سرايى فراخ برافرازد يا كودك خود را بياموزاند يا به مردى و دستگيرى ، دست به سوى كسى فرا برد و كارهاشان را چنان مىگردانيدند كه عمرو بن سعده به مأمون گفته : ملك ما يصلح للمو * لى على العبد حرام يعنى : ملك و دارايى كه ارباب و مولا را شايد براى بوده و عبد روا نيست . بجز آن كه آنها نسبت به آبادانى توجّه خاصى داشتند و آبادانى را مايهء پايدارى دين و مملكت مىدانستند . و در تقصير و اخلال در آبادانى كشور با هيچ كس همسو نمىشدند . روايت شده كه يكى از پيامبران گفت : خداوندا چرا حكومتى چنين ، به پادشاهان ساسانى دادهاى ؟ خداوند وحى كرد : زيرا كه