عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

360

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

عبيد العصا . در مثل مردم خوار و زبون را ، بندگان چوبدستى خوانند نيز هر شخص فرمانبر ذليل را . امّا اين عنوان را بويژه در حق بنى اسد به كار برند كه بشر بن ابى خازم كه خود از بنى اسد بود گفته : عبيد العصا لم يتّقوك بذمّة * سوى سيب سعدى انّ سيبك واسع يعنى : بنى اسديان هيچ عهد را براى تو نگاه نداشتند ، به جز دهش و نيكى سعدى ( كه معشوقهء شاعر بوده ) و آن براى تو كافى و فراخ است و شاعر گفته : قولا لدودان عبيد العصا * ما غرّكم بالأسد الباسل يعنى : به دودان [ - پدر قبيله‌اى از بنى اسد ] بگوييد چه چيز شما را نسبت به اسد دلير و غرّه ساخت ؟ ( و چرا نام نيك اسد دلاور را زنده نگاه نداشتيد ؟ ) . عتاب جحظة . هر چيز لطيف و تنك را به عتاب جحظه مانند كنند كه جحظه گفته : و رقّ الجوّ حتّى قيل هذا * عتاب بين جحظة و الزّمان يعنى : هوا [ و فضاى دوستى ] چنان رقيق و لطيف شد كه گفتند اين سرزنشى است ميان جحظه و زمان و بديع الزمان همدانى در رسالهء اخوانيه‌اى گفته : ميان ما عتاب لحظه‌اى چون عتاب جحظه هست و پوزش خواهيهاى بسيار مانند عذرخواهيهاى نابغه . عتاق الطّير . پرندگان شكارى برگزيده را گويند كه شكار مىكنند امّا خود شكار نمىشوند و كسى آنها را مالك نتواند شد شاعر گفته : و لا عيب فيها غير زرقة عينها * كذاك عتاق الطّير زرق عيونها يعنى : او را هيچ كاستى و عيبى نيست جز كه چشمانش سبز است ، هر چند كه مرغان شكارى نيز داراى چشمانى سبز هستند روزى معاويه به صعصعة گفت اى سرخگون ! گفت طلا نيز سرخ باشد . گفت اين سبزگون ! گفت : باز نيز ازرق باشد . و خلف الأحمر گفت : پرندگان برگزيده همانا شكاريان هستند و برگزيدگان اسبان آنها كه چون كسى خواهد كه بگيردشان در بروند و چون