عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
358
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
همراه با ده هزار دينار از آن خود ميان مردم بخش كرد . و سالى همسايه كعبه بود ، پس از ان ، بازگشت . مردم بدان سال مثل زنند و گويند هرگز مانند سال ابن عمّار نديدهايم . مؤلف اين كتاب گويد : در روزگار ما به سال « جميله » مثل زنند و جميلهء موصليّه دختر ناصر الدوله ابى محمد بن حمدان خواهر ابو تغلب بود . او در سال 366 به حجّ رفت و چنان بخشش و بخشندگى و نكوكارى و بزرگواريها نمود كه اندكى از ان دربارهء زبيده و دختران خلفاء ملوك ، ديده و گفته نشده است . استوار سخنانى به من گفتند كه آن سال جميله در موسم حج به زائران شربت و قند تبرزد با يخ داد . او براى اشتران با خود علف كاشته شده در تغارهاى سفالى بزرگ آورده بود . همچنين پانصد ستور براى پيادگان و در راه ماندگان حج آماده كرده بود . او ده هزار دينار نثار خانهء كعبه كرد . در آن موسم ، شبها جز شمع عنبرين در نشستنگه وى روشن نكردند . نيز او سيصد غلام و دويست كنيز آزاد كرد و با بخششهاى كلان خود بسيارى از تهيدستان مجاور كعبه را توانگر گردانيد ، از اين روى حجّ وى تاريخ در يادها مانده و مثلى نامبردار گرديد . دنبالهء داستان او چنين بود كه چون به شهر خود بازگشت و روزگار ضرب شست خود با او بنمود و عضد الدوله بر اموال و قلعهها و كسان وى دست يافت حال وى به خوارى و تنگدستى سختى انجاميد و از درويشى خاكسار و بيچاره گرديد . عضد الدوله از او خواستگارى كرد امّا او اين پيشنهاد را نپذيرفت و از همسرى وى سرباز زد ، از ان روى عضد الدوله از او كينه به دل گرفت و چون به او دست يافت كينه توخت و انتقام گرفت ، چنان كه تمام دارايى او را به زور گرفت و او را تهيدست و خاكسار رها كرد و سرانجام در ميان دو كار آزاد گذاشت : يا دارايى مالى - كه ثابت شده كه دارد - تسليم كند ، و يا به روسپى خانه رفته و پولى بيندوزد و جريمه و تاوان آنچه را كه بايد