عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
344
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
گذاشت و به درخواست نوح ( ع ) آن آرايه را به دو بخشيد . و اين هنگامى بود كه كبوتر رفت تا از خشكى خبر آورد و چون بازگشت شاخ رزى در منقار داشت و در ساق پايش گل و لاى بود . در برابر پاهاى گل آلودش ، رنگينى پاها را به دو بخشيدند و به پاداش راهبرى و فرمانبردارى از نوح ، طوق گردن را . ابن ابى الصّلت در اين باره گفته : و ارسلت الحمامة بعد سبع * تدلّ على المهالك لاتهاب فعادت بعد ما ركضت بشئ * من الأمواه و الطّين الكباب فلمّا فتّشوا الآيات صاغوا * لها طوقا كما عقد السّخاب إذا ماتت تورّثه بنيها * و إن قتلت فليس له استلاب يعنى : پس از هفت روز كبوتر را فرستادند تا از مرگ گاهها و خطرها خبر آورد و نهراسد ، پس از پرواز و پويهء بسيار ، چون بازگشت پاهايش خيس بود و آغشته به گل و لاى . چون اين نشانهها [ و نزديكى خشكى ] را بررسى كردند براى او گردنبندى ريختند و بستند همان گونه كه قلاده بندند . زان سپس چون كبوترى بميرد آن طوق به بچههايش برسد و اگر بكشندش از آن باز نتوانند ستاند . اين بهترين سروده دربارهء طوق كبوتر بود . و جهم بن خلف نيز گفته : و قد شاقنى صوت قمريّة * طروب الغناء هتوف الضّحى مطوّقة كسيت زينة * بدعوة مرسلها إذ دعا يعنى : آواز قمرى خوش نوا كه مىخواند و روز را فرياد مىكند مرا بىقرار گردانيد . طوقدارى كه [ نوح ] او را فرستاده بود و به دعاى همو ، آن طوق را براى زيور و آرايش به وى دادند . و عرب قمرى و كبوتر چاهى و فاخته و موسيچه و كبوتر دشتى و كوهى - همه را ، حمام ( كبوتر ) مىخواند پس « حمام » عام است براى همهء اين پرندهها ، اما چون خواهند بطور خاص دلالت كند ، نام خودش را به كار مىبرند . و قضا را ،