عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
340
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
در رفتن شتاب كند و راه دور و دراز را در زمانى كوتاه بپيمايد . طفيل الأعراس - طفيل العرائس . طفيل العرائس . طفيل الأعراس نيز گويند . او مردى بود از غطفان ، و بعضى گفتهاند او از غلامان عثمان بن عفّان ( رض ) بوده . او همواره عروسيها را پىجويى مىكرد و بدون اين كه دعوت شود ، وارد مىشد . او نخستين كسى است كه چنين كارى كرد و بدين روى ، طفيلىها به دو منسوباند . مىگفت : دلم مىخواست كه كوفه به صورت بركهاى صاروجى مىبود تا هيچ بزم عروسى از چشم من پنهان نماند . وقتى از وى پرسيدند كه گرامىترين چوبها كداماند ؟ گفت : عصاى موسى و منبر رسول خدا ( ص ) و تخت و خوان عروسى . در اين باره عملاق العثمانى كه به نيشابور آمده و هم امروز زنده و بهرهمند [ از بركت عروسيها ] است گويد : تلبّس عملاق بن غيلان للشّقا * و للخرق و الإخفاق اثواب حارس يطوف بنيسابور فى كلّ سكّة * خليفة مولاه طفيل العرائس يعنى : عملاق بن غيلان - به جهت بيچارگى و تنگدستى ، و پارگى [ جامهها ] و نيازمنديش - جامهء پاسبانى به تن كرد و اينك - به جانشينى سرور خود ، طفيل العرائس - در هر كوى و برزن نيشابور گردش مىكند . طلائع القلوب . ابن المعتزّ در « الفصول القصار » گويد : چشم طليعه دل است ؛ و هم آنجا گفته نگاه گوشهاى از ضمير است . و ابو تمّام دل را طليعهء جسم دانسته و گفته : شاب رأسى و ما رأيت مشيب ال * رّأس إلّا من فضل شيب الفؤاد و كذاك القلوب فى كلّ بؤس * و نعيم طلائع الأجساد يعنى : پير گشتم و موى سرم سپيد شد و من پيرى سر را نمىبينم مگر از پيرى دل . دلها نيز اين چنيناند - كه در هر سختى و نعمت و ناز - طليعه كالبد و تن آدمى باشند .