عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

330

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

ضربة لازب . چيز واجب و لازم راى گويند . بحترى گفته : و إذا رأيت الهجر ضربة لازب * يوما رأيت الصّبر ضربة لازب يعنى : [ اى محبوب ] هر گاه تو روزى ناگزير از جدايى شدى من نيز ناگزير شكيبايى پيش خواهم گرفت . ضرطة عنز . كار كوچك و بىمقدار راى به گوز بز مانند كنند . هنگامى كه ابن جرموز ، زبير بن عوام راى كشت و سر او راى پيش على بن ابى طالب ( ع ) آورد ، على ( ع ) گفت : مژده مىدهم تو راى به آتش دوزخ ، كه من از پيامبر ( ص ) شنيدم كه فرمود : كشندهء فرزند صفيّه راى به آتش دوزخ مژده دهيد . ابن جرموز بازگشت و اين ابيات راى مىخواند : أتيت علّيا برأس الزّبير * و كنت أرجّى به الزّلفه فبشّرت بالنّار قبل العباد * و بئست بشارة ذى التّحفه فسيّان عندى قتل الزّبير * و ضرطة عنز بذى جحفه يعنى : سر زبير راى پيش على ( ع ) بردم و از وى چشم تقرّب داشتم امّا پيش از همه بندگان به من مژدهء آتش داد ، چه بد مژده‌اى بود مژده اين هديه ، امّا در نظر من كشتن زبير و ضرطهء بز در ذى جحفه يكسان است . اين مثلها نيز كه عرب گويد مانند مثل بالا است : لا تحبق فى هذا الامر عناق حوليّة : در اين كار بز يك ساله گوز نمىدهد . يعنى تغييرى حاصل نخواهد شد ، و انتقام او گرفته نخواهد شد . اين مثل راى هنگام كشته شدن عثمان بن عفّان ( رض ) ، عدىّ بن حاتم گفت : امّا هنگامى كه در جنگ جمل چشمش راى درآوردند ، و در جنگ صفّين پسرانش راى كشتند ، كسى به او گفت اى ابو طريف چه پندارى ، آيا در اين كار بز يك ساله گوز مىدهد ! گفت بلى ، به خدا بلى ، بز نر كلان در اين كار گوز مىدهد ! ضرطة وهب . وهب بن سليمان بن وهب بن سعيد صاحب بريد دربار بود . از قضا روزى كه