عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

319

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

بمرد . از كسانى كه به « صحيفهء متلمّس » تمثل جسته‌اند ، كسى است كه به فرزدق - كه نامه‌اى از اميرى خطاب به كارگزارش در مورد پرداخت صله به فرزدق ، در دست داشت - گفت : الق الصّحيفة يا فرزدق لاتكن * نكداء مثل صحيفة المتلمّس يعنى : هان اى فرزدق ، نامه را دور بيفكن ، مباد آن نامه چون صحيفهء متلمّس ، شوم و نامبارك باشد . صدر الإسلام - صدر الأمر و عجزه . صدر الأمر و عجزه . سينه و دنبالهء كار ، آغاز و پايان آن . شاعر گفته : لو أنّ صدور الأمر تبدو إلى الفتى * كأعجازه لم تلقه متندّما يعنى : اگر سينه و آغاز كارها بر جوان - مانند دنباله‌شان - آشكار مىبود هرگز او را پشيمان نمىديدى و از نسبتهاى استعارى براى صدر ، صدر النهار ، صدر المجلس ، و صدر الاسلام به كار رفته . صدر البازى . هر چيزى را ، كه به زيبايى مخطّط شده باشد و به گونه‌اى نو آرايش يافته باشد به سينهء باز مانند كنند همان‌سان كه در زيبايى و دلنشينى به گردن غزال و طوق كبوتر و بال طاووس مثل زنند . يكى از شاعران روزگار ما در توصيف بهار گفته : و يوم عبيرىّ النّسيم سبى طرفى * و قلبى بما أبدى من الحسن و الظّرف كأنّ موشّى الغيم فيه مقابلا * موشّى الرّبا و الشّمس تنظر من سجف صدور البزاة البيض صفّت و قابلت * صدور طواويس تفوت مدى الوصف يعنى : در روزى كه نسيم آن عبير آميز بود با زيباييها و دلرباييهايش دل و ديدهء