عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

302

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

ابن الرّومى بود كه نيكو گفته : كلّ الخلال الّتى فيكم محاسنكم * تشابهت منكم الأخلاق و الخلق كأنّكم شجر الأترجّ طاب معا * حملا و نورا و طاب الطّعم و الورق يعنى : هر خوى كه شما داريد نيكوست ، خويها و سرشتهاى شما همه به هم ماننده است . شما مانند درخت ترنج‌ايد كه هم بار و هم شكوفهء آن و هم مزه و برگ آن نيكو و پاكيزه است . شجر الخلاف . هر چيز را كه ديدارش زيبا و نيكو باشد اما بهره‌اى نداشته باشد به درخت خلاف مانند كنند كه گونه‌اى از بيد باشد [ خرزهره ؟ ] ابن الرومى گفته : فغدا كالخلاف يورق للعي * ن و يأبى الإثمار كلّ الإباء يعنى : مانند درخت خلاف در چشم مردمان مىنمايد كه پر برگ است امّا كمترين ميوه‌اى نيز نمىآورد ؛ و ديگرى اين معنى را روشن‌تر گفته : نگاه تو در ناسازگارى مانند درخت خلاف است در چشم بينندگان پرگل مىنمايد امّا به دست كسى بار و ثمرى نمىدهد . و ابن لنكك اين معنى را درباره سرو « 1 » گفته آنجا كه گويد : فى شجر السّرو منهم مثل * له رواء و ماله ثمر يعنى : از براى آنها در درخت سرو مثلى است زيرا كه او نيز ديدارى زيبا دارد و ميوه‌اى ندارد . شحمة الأرض . به سبزه و چراگاه زمين ، پيه و چربى زمين گفته مىشود . به عمر - رض - گفتند : مردمانى كه به بصره در مىآيند و در آن ساكن مىشوند در آن جا خانه‌ها و بناها مىسازند و آن را آبادان مىكنند ، در پاسخ نوشت : تمام آنچه را كه در زمين است نمكيد و بيرون نكشيد زيرا كه چربى زمين در روى آن است . و جاحظ گفته : شحمة الارض حشرات كوچكى هستند همان گونه كه ماهى

--> ( 1 ) - متن : السرور كه ظاهرا خطاى مطبعى است . ضبط ابراهيم صالح نيز « سرو » است ( م ) .