عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

299

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

مقاديم جوّ الون فى الرّوع خطوهم * بكلّ رقيق الشّفرتين يمان يعنى : آن دلاوران جنگاورانى هستند با شمشيرهاى تيز و نازك يمانى در ميدان نبرد جولان مىكنند و گامهاى آنها مردم را هراسان مىكند . و اگر نبود هيچ شمشير يمنى بجز شمشير عمرو [ - صمصامة عمرو ] كه در تيزى و ارجمندى بدان مثل مىزنند باز جاى آن بود كه به شمشير يمنى مثل زنند . زرّافه نيز از چيزهايى است كه ويژهء يمن است چنان كه كرگدن ويژهء هند است . اصمعى مىگفت : چهار چيز كه دنيا را پر كرده ، تنها در يمن به دست مىآيد و آنها عبارتند از : كنجد ، و كندر ، خطّىّ ، و عقيق . [ ش ] شاة أشعب . در طمع به گوسفند اشعب مثل زنند . از اشعب پرسيدند ؛ آزمندتر از خود ديده‌اى ؟ گفت : گوسفندم را ، كه روزى بالاى بام رفته بود ، در آسمان قوس قزح را ديد پنداشت بند يونجه است [ به سوى آن رفت ] و افتاد و گردنش شكست . ابن حجّاج در قصيده‌اى داستان زنش را - كه از پشت بام افتاده بود و مرده بود - به گوسفند اشعب مثل مىزند : عفا اللّه عنها إنّها يوم ودّعت * اجلّ فقيد فى التراب مغيّب فأعظم يا هذا لك اللّه ربّها * و ربّك أجر الثّكل فى شاة أشعب خداوند آن زن را بيامرزاد كه روزى كه درگذشت بزرگترين مرده‌اى بود كه به خاك سپردندش خداوند - خداى تو و خداى آن زن - به تو پاداش بزرگ - پاداشى چون شخص پسر مرده - عطا كند ، كه آن زن مانند گوسفند اشعب ( از بام افتاد و ) مرد . شاة سعيد . نخست به گوسفند منيع مثل مىزدند و پس از آن حمدونى چندان شعرهاى دلنشين در توصيف گوسفند سعيد و لاغرى آن سرود كه به جاى گوسفند منيع ، گوسفند سعيد مثل گرديد . از جمله گفته :