عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
290
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
والى مدينه بود ؛ مردم چنان گرفتار نايابى و تنگسالى شدند كه باديه نشينها به شام كوچيدند . بعد از آن مىگفتند : خدا سالهاى خالد را باز نياورد . سنى يوسف - سنيّات خالد . سهام التّرك . به تيرهاى تركان مثل زنند همان گونه كه به نيزههاى عرب ، و به زمينهاى هند و به علمهاى ديلم و پيكانهاى رى مثل زنند . سهم الإسلام . پيشينيان در اندرزهاى خود گفتهاند : چون به جماعتى گذشتى با آنها با تير اسلام آغاز كن كه آن عبارت است از : « السلام عليكم و رحمة الله و بركاته » و پيامبر خدا ( ص ) روزى كه به مدينه درآمد ، گفت « افشو السّلام و اطعموا الطعام ، و صلّوا بالليل و الناس نيام ، و صلوا الأرحام ، تدخلوا الجنّة بسلام » . يعنى : آشكار سازيد سلام را ، و ديگران را به طعام سير كنيد ، و هنگام شب كه مردمان خفتهاند شما نماز بگزاريد ، و با رفت و آمد با خويشان خود پيوند فاميلى را استوار سازيد ، و با سلام به بهشت درآييد . سوداء العروس . به كنيز سياهى گويند كه پيشاپيش عروس زيبا راه مىرود و در برابر او مىايستد تا زيباييهاى عروس جلوهگر شود و او حرز و بلاگردان زيبايى و والايى عروس باشد . زيرا گفتهاند : فأحسن مرأى للكواكب أن ترى * طوالع فى داج من اللّيل غيهب يعنى : زيباترين ديدار ستارگان آن گاه باشد كه در تيرگى شب بس تاريك بدرخشند . ابو اسحاق صابى در وصف جوانى زيبا كه شراب سياه در دست داشت ، گفته : بنفسى مقبل يهدى فتونا * إلى الشّرب الكرام بحسن قدّه و فى يده من التّمرىّ كأس * كسوداء العروس أمام خدّه يعنى : جان من برخى آن ساقى بلند بالاى نكو اندام باد كه هر گاه روى به بادهنوشان بخشنده آرد همه را به مستى و شيفتگى وادارد در دست خود