عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

9

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

ابن الليالى . به ماه گويند و ابن ليلة به ماه نو ؛ نصيب گويد : بدأن بنا و ابن الليالى كانّه * حسام جلت عنه العيون صقيل يعنى [ ستارگان ] و ماه بر ما آشكار شدند گويى ماه شمشير آبدار و براقى بود كانّ ابن ليلتها جانحا * فسيط لدى الافق من خنصر يعنى : هلال ماه شبهاى معشوق در كرانه آسمان مانند تراشهء ناخنى است كه از انگشت خنصر افتاده . و عرب به فرزند بيابانها « 1 » نيز ابن الليل گويد ، و از اين روى مادر تأبّط شرّا در زارى و مويه به دو مىگفت : دريغا از پسرم ، دريغا از آن فرزند صحرا ، كه از هيچ چيز نمىترسيد . و از على بن ابى طالب - خشنودى خداوند بر او باد - روايت شده : ماذا يرينى الليل من اهواله * انا ابن عمّ الليل و ابن خاله اذا دجا دخلت فى سرباله يعنى : شب از ترسهاى خود چه چيز مىخواهد به من نشان بدهد . من پسر عمو يا پسر خاله شب هستم كه چون تاريك شود به زير جامه او فرو مىخزم . ابن الماء ، به هر پرنده‌اى گويند كه با آب الفت و پيوند دارد . شاعرى گفته : و ينذرنى بسطوته و انّى * يخاف برودة الماء ابن ماء ! يعنى : مرا از خشم و دستبرد خويش مىترساند . پرندهء آبى از سردى آب ، كى مىترسد . ابن نعامه . عبارت است از شهراه و باريكه راهها ، و روى پا ، و رگى در كف پا ، و استخوان ساق پا . و اين همه از پيشوايان لغت نقل شده است . عنتره در شعرى ، خطاب به همسرش گويد : انّ الرّجال لهم اليك وسيلة * ان يأخذوك تكحّلى و تخضّبى

--> ( 1 ) - متن : ابن المفازات ، ضبط چاپ 1326 قاهره و چاپ ابراهيم صالح : ابن الفارات . ( م . )