عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
272
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
« وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ » « 1 » امّا معمولا به هاروت مثل زنند و نه به ماروت ، چنان كه در كوتاهى هم گويند « كوتاهتر از يأجوج » و نگويند « كوتاهتر از مأجوج » صاحب بن عبّاد گفته : لقد ظنّ بدر التّمّ نقص حماله * فبعدا لوجه البدر مع سوء ظنّه و لو أنّ هاروتا رأى سحر عينه * تعلّم كيف السّحر من حدّ جفنه يعنى : ماه تمام چنان پنداشت كه در زيبايى ممدوح من كاستى هست ، به جهت اين بدگمانى ، ماه از رحمت خدا دور باد و رويش سياه ! اگر هاروت افسون نگاه او را مىديد ، افسونگرى را از گوشهء چشم او مىآموخت . سحرة الهند . به افسونگران هند مثل زنند زيرا هندوان به افسون و جادو و دود در آوردن و حساب و شطرنج و تراشيدن تنديس و بت بلند آوازهاند همانسان كه عرب به سخنورى و شعر و سوارى و پىشناسى ، و روميان در پزشكى و ستارهشناسى و قپان و آهنگ و ترانه و تصوير و برافراشتن ساختمان ، شهرهاند و پارسيان در كشور دارى و آبادانى و به كارگيرى دانش ملّتها . سدّ اسكندر . همان سدّ يأجوج است كه در قرآن ( سوره كهف - 94 ) از آن سخن رفته . آن را ذو القرنين - كه بيشتر مردم گويند همان اسكندر است - ساخته ، در استوارى و پايدارى بدان مثل زنند . متنبّى گفته : كأنّى دحوت الارض من خبرتى بها * كأنّى بنى الإسكندر السّدّ من عزمى يعنى : چنان است كه من از سر آگاهى تمام زمين را زير پاى خود بسپردم و تو گويى كه اسكندر سدّ خود را از عزم استوار من برآورد . سدّ يأجوج - سدّ اسكندر . سدرة المنتهى . خداوند آن را در قرآن ياد كرده : « وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى » « 2 » و آن را نهايت تقرّب و كرامت دانسته . و صاحب بن عبّاد پيشگاه
--> ( 1 ) - سوره بقره - 102 . ( 2 ) - سوره نجم ، 14 - 13 .