عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

267

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

كه اذن رفتن به گنجينهء جواهر را - كه گوهرهاى خلافت در آنجا بود - داشت او تسبيح و رشته مرواريدى كه سى مرواريد هم رنگ و هم سنگ داشت برداشت ، هر يك از گوهرهاى آن هم چند تخم گنجشك بود و در فاصله مرواريدها ياقوت كشيده شده بود . چنان عقدى را نه شهبانويى داشت و نه در گنجينهء پادشاهى يافت مىشد . در گرانبهايى و بىهمالى بدان مثل زنند . سبيل اللّه . خداوند مىفرمايد « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ » « 1 » و پيامبر فرمود : « ما من قطرة احبّ إلى اللّه من قطرة دم فى سبيله ، او قطرة دمع فى جوف اللّيل من خشيته » يعنى : خداوند هيچ قطره‌اى را چندان دوست نگيرد كه قطره خونى را كه در راه او [ ريخته شود ] يا قطره اشكى را كه در دل شب از ترس خدا [ فروچكد ] . ستر اللّه . پردهء خدا در مناجات يكى از نيكان پارسا آمده : خداوندا پردهء فرو آويختهء تو بر [ روى گناهان ] من ، مرا فريب داد ، كنون چه كسى مرا از عذاب تو باز رهاند ، و اگر تو رشتهء خويش را از من بازگسلى ، من به ريسمان چه كسى چنگ زنم ؟ و در دعاهاى مأثور آمده : خدايا با پردهء زيبايى خود ، [ زشتيهاى ] ما را بپوشان و ما را در سايه سار لطف و پناه خويش بگير . و در پرده‌اى از پوششهاى موصل نوشته شده : اين پرده‌اى نكو است و ستر الله نكوترين است . امّا آنچه شاعرى گفته : رمتنى و ستر اللّه بينى و بينها * و نحن بأكناف الحجاز رميم يعنى : در آن حال كه پردهء خدا ميان من و او بود ، مرا از خود دور كرد ، و ما اكنون باز انداخته و پوسيده در كرانهاى حجاز هستيم . معنى شناسان در اين « ستر الله » هم سخن نيستند ، يكى گفته ، مراد اسلام است . و ديگرى گفته ، مقصود پيرى است و سومى گفته منظور كعبه است .

--> ( 1 ) - سوره صف ، 4 .