عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
264
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
زمن الورد أطيب الأزمان * و أوان الرّبيع خير أوان اشرف الزّهر زاد فى أشرف الدّه * ر فصل فيه أشرف الفتيان يعنى : فصل گل خوشترين موسمها و هنگام بهار بهترين روزگاران است گلهاى زيبا و گرامى به ارج و زيبايى روزگار افزوده پس در چنين روزگارى با جوانان ارجمند و شريف دوستى و وصلت گزين . زهد الحسن . جاحظ گفته : حسن ( ع ) از هر روى از ديگران جدا و مستثنى بود . چنان كه مىگفتند : فلان - پس از حسن ( ع ) - پارساترين مردم است . يا فلان ، داناترين و فقيهترين مردم است پس از حسن ( ع ) ؛ يا فلان ، فصيحترين و سخنورترين مردم است اگر حسن ( ع ) نباشد . زهديّات ابى العتاهية - حوليّات زهير . زهو الذّباب . جاحظ گفته : أزهى من ذباب ، يعنى : فلان ، از مگس نيز خودپسندتر و نازندهتر است . و اين از آنجا است كه مگس روى بينى پادشاه گردنكش يا گوشه چشمش مىنشيند تا بخورد و چون برانند ، دور نمىشود . گويند وقتى منصور خطبه مىخواند ، مگسى آمد و روى بينى او نشست ، و چون خلفاء در حال خطبه در روى منبر دست خود را تكان نمىدادند ، منصور سر خود را تكان داد تا مگس را براند . مگس پريد و روى سرش نشست . منصور سر خود را تكان داد ، مگس بلند شد و روى چشمش نشست ، منصور سرش را تكان داد ، مگس روى چشم ديگرش نشست ، سرانجام منصور به تنگ آمد و با دست مگس را راند . چون از منبر پايين آمد از عمرو بن عبيد پرسيد : خداوند پشه را براى چه آفريده ؟ عمرو جواب داد : تا گردنكشان را بيچاره كند و پس از آن اين آيه را خواند كه : « وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ