عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
261
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
مويهاى ريزهء زرد زيبايى ناميد و به كار برد و گفت : قلت و قد قيل بدا شعره * به مثل ذاك الشّعر لا يشعر هل زغب الحسن له ضائر * و القمر « 1 » التّمّ به يقمر گفتند بر رخساره آن پسر موى درآمد گفتم كس چنان مويهاى نرم را نتواند ديد آيا موى ريزهء زيبايى مىتواند به جمال او گزندى رساند ؟ ماه تمام در برابر زيبايى او بازنده و مغلوب مىشود . زعفران قم - ورد جور . زكات الجاه . خواهندهاى از رئيسى كتاب پند و اندرز درخواست كرد . ندادش . مرد خواهنده گفت : خداوند ما را فرموده كه زكات بدهيم و زكات بزرگى جاه كتاب است . رئيس فرمود تا آن كتاب را به او بدهند . و در اين باره سخن ابو احمد بن ابى بكر كاتب به ابو الفضل بلعمى بس نيكوست كه گفت : يا أبا الفضل لك الفضل المبين * و بما تكنى به أنت قمين ليس تخلو من زكات نعمة * أوجبت شكرا لربّ العالمين فزكاة المال من أصنافه * و زكات الجاه رفد المستعين يعنى : اى ابو الفضل ، تو را فضيلت آشكارى هست و تو شايستهء كنيهء « ابو الفضل » هستى . تو نيك مىدانى كه همه نعمتها زكاتى دارند و در برابر هر نعمتى شايسته است خداى را شكرى گزارند . پس زكات مال از گونهء همان مال بايد ، و زكات بزرگى و جاه يارى و بخشش است به كسى كه خواهان يارى است . زكن اياس : هشيارى و راست گمانى اياس . و او ابو واثله اياس بن معاويه است كه قاضيى زبردست و داراى گمانى راست بود و بدين ويژگى او مثل مىزنند . ابو تمّام در بيتى به وى تمثّل جسته امّا چون « زكن » با وزن بيت سازگار نبود ،
--> ( 1 ) - متن : ذا القمر . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم ( م . ) .