عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
252
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
رماح الخط - سيوف اليمن . رماح العرب - سهام التّرك . رمّان الرّىّ - قشمش هراة . رمح اللّه . عمر بن الخطّاب - خداوند از او خشنود باد - چون از كوفه ياد مىكرد ، مىگفت كوفه نيزهء خدا است ، و كاسه سر عرب و گنجينهء ايمان . او با اين لقب چنين خواسته كه : مردم كوفه مانند جنگ افزارى هستند در نبرد با دشمنان خدا . رمى بهرام . ( تيراندازى بهرام گور ) به تيراندازى بهرام مثل زنند ، زيرا در پارس كسى تيراندازتر از او نبود . و داستان او - كه در كاخها نقش بستهاند - چنان بود كه روزى او سوار بر شتر - و كنيزكى كه معشوقش بود بر ترك - به شكار رفت . گلهء آهويى پديدار شد . به كنيزك گفت : خواهى تير به كجاى اين آهوان بنشانم ؟ كنيزك گفت : چنان خواهم كه آهوى نرينهاى را به مادينه مانند كنى و مادينهاى را به نرينه . بهرام تيرى دو شاخه برگرفت و به شاخ آهوى نرى زد كه هر دو شاخش بريده گشت و تير دو شاخهاى برگرفت و بر سر آهوى مادهاى نشانيد . پس از آن كنيزك درخواست كه سم آهويى را با يك تير به گوشش بدوزد . بهرام تكهاى از تير را به بيخ گوش آهو زد چون آهو دست به گوشش برد تا بخاراند تير را چنان زد كه دست حيوان به گوشش پيوست . پس دست كنيزك را - كه آنهمه دوستش داشت - گرفت و به زمين افكند و زير پاهاى شتر بسپرد و گفت : تو به سختى بر من ستم كردى و خواستى مرا ناتوان نشان بدهى ! دمى پس از آن ، كنيزك درگذشت . روح اللّه . خداوند در ياد كرد عيسى ( ع ) فرمود : « وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ » « 1 » بدين سبب به او « روح الله » گفتند ، همانسان كه به ابراهيم ( ع ) « خليل الله » و به موسى ( ع ) « كليم الله » گفتند و همهء جانها از آن خداست ، و تنها براى
--> ( 1 ) - سورهء نساء - 171 .