عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

249

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

شده ، كلامى چون افسون ، ماران و ارقمها « 1 » كه همواره زهر كينه‌ها و دشمنيها را از ميان مىبرد . ابو حاتم از قول اصمعى و او از خلف احمر روايت كند كه او گفته : چنان مىدانستم كه در دنيا تعويذ و افسونى طولانىتر از تعويذ مار نيست ، امّا ديدم كه تعويذ نان از آن طولانىتر است يعنى سخنانى از نظم و نثر و نوشته و خطبه كه آدمى از روى تكلّف و براى به دست آوردن دارايى مىگويد و مىنويسد . رقية العقرب . سخنى را كه مفهوم آن دانسته نشود - همان گونه كه در « رقية الحيّة » گذشت - ورد و افسون كژدم گويند . ابن الرومى در سرزنش شعر بحترى گفته : كنافض حمّ حمّى الخيبرىّ له * برد و كرب فمن يرويه من كرب كأنّه حين يصغى السّامعون له * ممّن يميّز بين النّبع و الغرب رقى العقارب او هدر القطاط إذا * أضحوا على سقف الجدران فى صخب يعنى : مانند دارندهء تب لرز كه گرفتار تب خيبرى شده ، و كسى كه آن را مىخواند هم سرما مىخورد و هم اندوه دارد كسانى كه قوهء تشخيص دارند و درخت نبع را از درخت غرب باز مىشناسند چون به آن شعر گوش فرا مىدهند پندارند كه ورد و افسون كژدم است يا خروش مرغ سنگخوار است كه بر سقف و ديوار در حال بانگ و فرياد باشد . رقية الزّنا . مدائنى گويد : هنگامى كه حطيئه به خانهء من درآمد و آواز جوانانى را كه مىخواندند شنيد ، گفت : اين آواز خوانان خود « 2 » را از من دور كنيد زيرا آواز ، افسون و ورد زنا است . و سليمان بن عبد الملك مىگفت : چون اسب نرينه شيهه كشد ماديان بانگ بر آورد ، و چون شتر نرينه بانگ در گلو بگرداند ،

--> ( 1 ) - ارقم : پليدترين مارها . ( م . ) ( 2 ) - متن : تغنيّكم . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم : مغنيّكم ( م . ) .