عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

206

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

همچند بزغاله يا بره‌اى باشد . شاعر در ستايش خوراكهاى ميزبان خود گفته : لنا سمك بكسبرة مشبّر * و عند غلامنا حبّ مبزّر و فرّوجان قد رعيا زمانا * لباب البرّ فى أبيات كسكر يعنى : براى ما ماهى درشت همراه با گشنيز آماده شده و چاكر ما براى پذيرايى دانه‌هاى چاشنى زده و اشتهاآور فراهم كرده و دو جوجه [ سرخ شده ] از جوجه‌هاى كسكر كه روزگارى دراز مغز گندم خورده‌اند . جاحظ گفته : جدا از اين ، بزغاله و ماهى و خوراك نمكسود و ماهى كسكر نيز معروف است . دخل البصرة - كنوز قارون . درّاجة الحكم . حال قرقاول حكم وارونهء حال مرغ هلال است [ - دجاجة هلال ] زيرا مرغ كم بهاى هلال مايهء سود كلان شد حال آن كه قرقاول حكم مثل است براى سود اندك كه زيان بزرگى را فراهم آورد ، و داستان آن چنين است كه يكى از كارگزاران حكم بن ايّوب الثقفىّ روزى با وى به خوردن صبحانه نشست و از قرقاول سرخ شده كه در پيش حكم بود برداشت و خورد و آن كار سبب ناخشنودى و كينهء حكم گرديد و او را از كارش كنار گذاشت فرزدق دربارهء آن گفته : قد كان بالعرق صيد لو قنعت به * فيه غنى عن درّاجة الحكم و فى عوارض لا تنفكّ تأكلها * لو كان يشفيك لحم الإبل من قرم در سرزمين « عرق » شكارى بود ، كاش بدان بسنده مىكردى كه تو را از قرقاول حكم ( و زيان كلان ) بىنياز مىكرد كاش خوردن گوشت شترانى كه به جهت بيمارى و آسيب ديدگى كشته‌اند شهوت خوردن گوشت شتر را در تو تسكين بخشد . درّة التّاج . چون خواهند ارجمندى بخشى از چيزى را به بخشى ديگر بيان كنند به گوهر