عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

201

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

دابّة الارض ] راست شده و با حكمرانى او بر ما ، وعدهء عذاب خداوند ما را ، به وقوع پيوسته . دار أبى سفيان . در امن و امان بودن جايى به خانهء ابو سفيان مثل زنند و داستان آن چنان است كه چون پيامبر ( ص ) مكّه را گشود و به خانه ابو سفيان درآمد خواست دل ابو سفيان را به دست آرد و بزرگوارى خويش را در عين توانايى نشان دهد ، فرمود : هر كس به خانهء ابو سفيان درآيد در امان است . ابو سفيان گفت : به خانهء من ؟ اى رسول خدا ، به خانهء من ؟ پيغمبر فرمود : بلى به خانهء تو ، اى ابو سفيان . و اين شيوه همچنان بجا ماند . و هنگامى كه امير بزرگوار صاحب الجيش - ابو المظفّر نصر بن ناصر الدين - خداوند همواره او را يار باشد - سرخس را گشود و به شهر درآمد ، فرمان داد : هر كس به خانهء ابو سفيان درآيد در امان است ، منظورش خانهء ابو سفيان سرخسى قاضى بود . مردم اين فرمان و تعريض او را بسى پسنديدند . دار البطّيخ . ميدان يا بازارى است كه در آن هر گونه ميوه و سبزى مىفروشند گر چه گويند بازار خربزه . ابن لنكك مثل نيكويى زده ، آن جا كه گفته : كلاب بن حمزه ، شاعر مقيم ديار ربيعه ، ابا الهندام را چنين مىنكوهد : أنت ابن كلّ البرايا لكن اقتصروا * على ابن حمزة وصفا غير تشميخ كدار بطيّخ تحوى كلّ فاكهة * و ما اسمها الدّهر إلّا دار بطّيخ يعنى : تو فرزند تمام مردم هستى ليكن در وصف او را - بدون كبر - تنها به على بن حمزه نسبت داده‌اند مانند بازار خربزه كه هر چند در آن هر گونه ميوه باشد اما در درازاى روزگار « دار بطّيخ » خوانده‌اند . جاحظ در كتاب الأمصار گفته : بازارهايى كه در آنها غلّه بسيار باشد سه است : دار البطّيخ در سرّ من رأى ، و دار الزّبير در بصره ، و دار القطن در بغداد . . . دار بلاقع - حصن تيماء .