عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

182

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

يعنى : چنين مىبينم كه مردم شام مردم عراق را نمىپسندند و عراقيان نيز شاميان را . هر كس دوست خود را دشمن مىگيرد ، و هر چه را كه در اين راه پيش آيد ، از دين مىشمارد . و گفتند على ( ع ) امام ماست . گفتيم ما به پيشوايى معاويه پسر هند خرسنديم . و جز اين كار ، چيدن و بريدن خار است ( دشواريهاى بسيار در پيش است ) و نيزه در نيزه كوفتن و خون ريختن است كه به دشواريهاى ديگرى خواهد انجاميد . خرق الحمامة . عرب در بىخردى و نااستوار كارى به كبوتر مثل زند زيرا كه كبوتر لانه‌اش را استوار نمىسازد ، و بسا ديده شده كه روى شاخهء درختى نشسته و در برابر وزيدن گاه باد لانه ساخته . از اين روى تخم كبوتر همواره در معرض تباهى باشد و بيشتر مىشكند تا سالم بماند . عبيد ابن الأبرص گفته : عيبوا بأمرهم كما * عيبت ببيضتها الحمامه جعلت لها عودين من * نشم و آخر من ثمامه يعنى : به كار آنها خرده بگيريد همان گونه كه به كبوتر به جهت [ نااستوارى در كار ] تخمهايش خرده مىگيرند زيرا كبوتر براى تخم گذاشتن دو چوب - يكى از نارون و يكى از يزبن - برگيرد و تخم نهد . خريطة شهر . ( خورجين شهر ) . چون قرآن خوانان يا فقيهان در مال و سپرده‌هاى مردم دغلى و ناراستى كنند ، اين مثل را گويند . و منظور از اين « شهر » شهر بن حوشب است كه از قاريان و محدّثان بسيار بزرگ بود كه به بيت المال درآمد و خورجينى را كه در آن سكه‌هاى نقره داشت برداشت . و شاعرى در اين باره گفت : لقد باع شهر دينه بخريطة * فمن يأمن القرّاء بعدك يا شهر !