عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

175

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

امّهات قصائد زهير و درخشان‌ترين سخنان وى كه پس از گذشت يك سال آنها را عرضه مىداشت . زهير در تصحيح و تنقيح و ويرايش و آرايش اشعارش ، سخت كوشا بود . و خود مىگفت : بهترين شعر ، شعر حولى [ يك ساله ] ويراسته و از كاستيها پالوده است . من خود از خوارزمى به ياد دارم كه مىگفت : هر كس حولّيات زهير و اعتذرات نابغه ، و هجويّه‌هاى حطيئه ، و هاشميّات كميت و نقيضه گوييهاى جرير و فرزدق ، و خمريّات ابو نواس ، و زهديّات ابى العتاهيه ، و مرثيه‌هاى ابو تمّام ، و مدايح بحترى و تشبيهات ابن معتزّ ، و روضيّات صنوبرى ، و لطيفه‌هاى كشاجم ، و قلائد متنبّى را بخواند و روايت كند و در شعر تخصّص و استادى به دست نياورد خداوند زندگانى دراز به او نبخشد . حيّة الأرض . عرب به مرد استوار و توانا گويد : مار زمين و مار وادى . ذو الإصبع عدوانى گفته : عذير الحىّ من عدوا * ن كانوا حيّة الأرض يعنى : عذر آورندگان قبيله عدوان ماران ، و مردان توانا هستند . حيّة الوادى . گويند مار وادى او را در پناه خود گرفته ، پس كسى و چيزى به او نزديك نتواند شد . دربارهء آدم استوار و توانا گويند . شاعر گفته : إذا وجدت بواد حيّة ذكرا * فاذهب ودعنى امارس حيّة الوادى يعنى : هر گاه در دره‌اى مارى نر ديدى ، برو و مرا به حال خود گذار تا دست يازم به مردى با مناعت طبع و توانا . حيطان العرب - تيجان العرب . [ خ ] خاتم سليمان : انگشتر سليمان . ارجمندى و گران مايگى و نفاذ امر را بدان مثل زنند . و آن چنين است كه چون آن انگشتر از دست سليمان رفت ، سلطنتش نيز زوال پذيرفت