عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

171

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

پس به سبب حماقت وى بنى عنبر را دشنام دادند و آنها را بنى جعراء - فرزندان مقعد - ناميدند . از دغه بىخرديهاى بسيار گفته‌اند و او بدانها مشهور است . خوارزمى شعر يكى از شاعران روزگار خود را - دربارهء ابو منصور از هرى هروى - براى من خوانده ، و آن شعر چنين است : الأزهرىّ وزغه * و حمقه حمق دغه و يدّعى من جهله * كتاب تهذيب اللّغه و هو كتاب العين ال . . * لا أنّه قد صبغه يعنى : از هرى قورباغه است و مانند دغه گول و بىخرد . او از روى نادانى ادّعا مىكند كه كتاب تهذيب اللّغه را تأليف كرده ، و حال آنكه آن همانا كتاب « العين » است كه او رنگ كرده . نيز - حمق هبنّقة . حمق الضّبع . عرب در گولى و بىخردى به كفتار مثل زند و گويد : « احمق من ضبع » . و از بىخردى او آن كه شكارچى بر كنار لانهء او آيد و گويد اى امّ خامر در لانه‌ات آرام بگير ، مژده باد تو را به انبوهى ملخ روى هم نشسته و پشت مردان كشته و افتاده « 1 » ، و همين سخن را مىگويد و مىگويد و كفتار آرام مىگيرد و رام مىگردد تا شكارچى در مىآيد و دهن و پاهاى او را مىبندد و دنبال خود مىكشد . از حضرت على ( ع ) روايت شده كه فرمود : چون كفتار نيستم كه سخن نرم او را رام مىكند و از لانه در مىآيد تا شكارش كنند . حمق هبنّقه . ( نادانى هبنّقه ) حمزه اصفهانى گفته : نامش يزيد بن ثروان و ملقب به ذو الودعات ، از قبيلهء بنى قيس بن ثعلبه بود . از گوليهاى او اينكه گردن‌بندى از مهره‌ها و استخوان و خزف بر گردن خود آويخت - او ريش بلندى نيز داشت - چون سبب آن گردن‌بند را پرسيدند ،

--> ( 1 ) - گويند چون كفتار كشته‌اى يابد كه افتاده و باد كرده ، او را به پشت گردانيده سوار او گردد . ( م . )