عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

151

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

صدور من الدّيباج نمّق وشيها * وصلن بأحناء اللّجين السّوارج و أحداق تبر فى خدود شقائق * تلألأ حسنا كاشتعال المسارج و أذناب طلع فى ظهور كسونها * مجزّعة الأعطاف صهب الدّمالج فان فخر الطاوس يوما بحسنه * فلا حسن الّا دون حسن التّدارج يعنى : سينه‌هايش پرندگون كه به نگارهايى آراسته ، پيوسته به پهلوهاى نقره‌گون و سپيد چون كف دريا ، چشمان طلائىاش در گونه‌هاى سرخ آلاله‌وش ، چون برافروختن چراغ مىدرخشد ، دمش چون خوشهء خرما كه كناره‌هاى آن نرم و رسيده باشد و پرهاى پسين را پوشانيده ، چون النگوهاى سرخ و سپيد . اگر روزى طاووس به زيبايى خود بنازد ، زيبايى او از زيبايى تذروها برتر نخواهد بود . حسن الدّيك . همان گونه كه در زيبايى به طاووس مثل مىزنند به خروس نيز مثل زنند . جاحظ گفته : جعفر بن سعيد بر آن بود كه خروس زيباتر از طاووس است . خروس هم زيبايى و راستى و كشيدگى دارد ، و هم در رفتن ، خرامش و روانى ؛ و از سوى ديگر زشتى صورت [ و پاى ] طاووس و حقارت و گولى او را ندارد ، نيز شومى او را كه مردم بدان باور دارند . جعفر بر آن بود كه اگر مالك طاووس مىبود ، كفش به پاى او مىكرد . او باز مىگفت در رنگار نگينى پرها و آن گونه ايستادن خاص ، به داشتن آن مىبالند ، بويژه خروس نبطى - با آن بالاى راست و كشيده ، و نگاهش ، به طاووس ماننده‌تر است و زشتى پاى آن را نيز ندارد ليكن درّاج از او داناتر است . هم او مىگفت : اگر طاووس تنها به جهت رنگارنگينى پرها بر خروس نبطى برترى دارد ، خروس به راستى قامت و استوارى و كشيدگى ، و خوش تراشى