عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
148
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
تو افتاد و مرد . من پندارم كه تو با اين شيوه كار از قرلّى تقليد مىكنى . حساب الهند . جاحظ گفته : اگر خطوط هند نبود بسيط و كثير و ريز و درشت حساب از بين مىرفت و شناخت تضاعيف در حساب فراموش مىشد و آگهى بر مقدارهاى بزرگ از يادها مىرفت و آگاهى يافتن بدانها و بازشناختن آنها حاصل نمىشد مگر به زحمت فراوان و رنج بسيار . حسك السّعدان « 1 » . در تيزى و سختى به خار سعدان مثل زنند . ابو بكر صديّق - خداوند از وى خشنود باد - در هنگام مرگ گفت : سوگند به خدا كه بالشهاى ديبا و پارچههاى ابريشم براى خود مىگيريد و از خفتن روى پشم آذربايجانى آزرده مىشويد همان سان كه كسى از شما از خفتن بر روى خار سعدان آزرده مىشود . حسن الأمين . به محمد امين ، و برادرش ابو عيسى ، - به جهت زيبايى خيره كنندشان - « يوسف دوران » مىگفتند . و نيز مىگفتند زيبايى فرزندان خلافت به اين دو پسر تمام شده . و كسى به زيبايى آنها هرگز نديده مگر « معتّز » را پس از آنها . ابو نواس دربارهء جمال يكى از آن دو گفته : أصبحت صبّا و لا أقول به من * أخاف من لا يخاف من احد اذا تفكّرت فى هواى له * مسست رأسى هل طارعن جسدى يعنى : عاشق و شيفتهء كسى شدهام امّا نمىگويم به چه كسى ، مىترسم از كسى كه از هيچ كس نمىترسد . چون دربارهء دلدادگى خود به او مىانديشم دست به سرم مىمالم تا ببينم از روى تنم جدا گشته ؟ ! حكايت كنند كه يكى از شبها كه ابو نواس با امير به سخن و شراب نشسته بود عاشقانه و دل خسته امير را مىنگريست . امير گفت : اى حسن تو عاشق منى ؟ گفت : پناه بر خدا ، چه كسى چنين سخنى با خود تواند گفت ! گفت تو را
--> ( 1 ) - در كلام امير المؤمنين هم آمده : « و اللّه لان ابيت على حسك السّعدان مسهّدا . . . » نهج البلاغه ، دكتر صبحى الصالح ، خطبه 224 ، ص 346 . ( م . )