عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
145
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
حرب البسوس - شؤم البسوس . حربة ابى يحيى : از ابو يحيى ، عزرائيل را خواهند و كاربرد كنايهء « ابو يحيى » براى ملك الموت از آن گونه است كه به « مار گزيده » « سليم » گويند و به جاى خطرناك و مرگ گاه ، « مفازه » يعنى جاى نجات . صاحب [ ابن عبّاد ] دربارهء دو برادر كه يكى دوست داشتنى و نمكين - به نام يحيى - بود و آن ديگر زشت ، گفته : يحيى حلو المحيّا و لكن له * أخ حكى وجه ابى يحيى يعنى : ديدار يحيى شيرين و دلپذير است امّا برادرى دارد كه ديدارش عزراييل را به ياد مىآورد . و « حربهء ابو يحيى » استعاره است از پيش درآمد و مقدمهء مرگ ، از هر گونه كه باشد . حرب غطفان - رغيف الحولاء . حرّة بنى سليم . در سياهى به آن مثل زنند و اين يكى از شگفتيها است ، زيرا جايى سياه است و تمام مردمانش نيز سياه هستند و اگر غريبهاى نيز بدان جا درآيد و ساكن گردد ، سياه مىشود . جاحظ گفته : ساكنان آن براى چوپانى و آبيارى و پيشههاى ديگر و خدمتگزارى از روميان و صقالبه مزدورانى با زنانشان به كار مىگيرند و چون سه شكم بچه به دنيا مىآورند حرّه آنها را به رنگ مردم بنى سليم در مىآورد و حتى شگفتى حرّه تا بدانجا است كه آهوان و شتر مرغان و گرگ و روباه و خر و اسب و شترانش نيز همه سياهاند . او گويد : سياهى و سفيدى مربوط به شهر و آبادى است و آنچه خداوند در سرشت آب و خاك نهاده و نيز مربوط به دورى يا نزديكى جايى به آفتاب و سوز گرما يا ملايم بودن هوا است و اين سياهى ربطى به مسخ يا عذاب يا زشت گردانيدن خداوند ندارد . زيرا حرّه بنى سليم در شمار بلاد ترك است و وقتى تركها و شتران و ستوران و هر چه را كه مربوط به آنهاست مىبينى پندارى از