عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
92
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
سوگند مىخوردند . زهير گفته : فأقسمت بالبيت الّذى طاف حوله * رجال بنوه من قريش و جرهم يعنى : سوگند مىخورم به خانهاى كه مردانى از قريش و جرهم آن را ساختند و برگرد آن طواف مىكنند . . . از ويژگيهاى حرم اينكه در بيابانى بدون كشت و درخت واقع شده ، با اينهمه ، در آن هر گونه ميوهء درختى و كشتزارى پيدا مىشود . ديگر آنكه ، گرگ كه همواره آهو را دنبال مىكند و دشمنى مىنمايد و شكارش مىكند ، امّا هر گاه آهو به حرم درآيد از او دست باز مىدارند و به حال خود مىگذارند . نيز هرگز كبوتر بر آن ننشيند مگر آنكه زخمى و دردمند باشد ، كسانى كه اين را آزمودهاند مىدانند كه هيچ كبوتر مادام كه سالم باشد بر آن نمىنشيند . نيز هر گاه پرندگان در حال پرواز به مقابل آن رسيدند از روى آن پرواز نمىكنند بلكه دو دسته مىشوند هر دسته از يك سوى آن پرواز كرده مىگذرند . ديگر اين كه هر گاه كسى - كه آن را نديده باشد - ببنيدش يا گريه مىكند و يا مىخندد . ديگر آنكه چون باران به در جانب عراق ببارد آن سال براى عراق فراوانى مىشود و اگر به در سمت شام ببارد فراوانى و بارندگى بهرهء شام شود و چون به هر سوى خانه ببارد آبادانى و فراوانى همه جايى گردد . ديگر اينكه با وجود آنكه در درازاى زمان حاجيان در حجّ رمى جمره مىكنند بدون آن كه سيل آنها را بروبد و ببرد يا مردم بردارند اندازه سنگريزه تا امروز به يك اندازه مانده و اگر اين مكان ، جاى معجزه و نشانهء شگفتى نبود كوهى از سنگريزه در آنجا انباشته مىشد . و از سنّتهاى مكّيان آنكه هر بردهاى بالاى كعبه رود او را آزاد كنند و مالكيّتى براى وى قائل نمىشوند و ميان عزّت علوّ و ذلّت بندگى وى را با هم جمع نكنند . در مكّه مردانى از صلحا باشند كه از روى بزرگداشت آن هرگز وارد كعبه