بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

55

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

و مصارف وجوب رسانند ، تا نام نيك و ذكر خوب و احدوثهء جميل و ثواب جزيل او را حاصل گردد ، و ميامن محاسن آن بروزگار دولت و ايّام مملكت ما پيوندد . هذا ما عهدنا اليك و اعتمدنا به عليك ، فاقتف اثار اوامرنا تغنم و اتق اخطار زواجرنا تسلم ، و اجعل وصايتنا « 1 » و قدم هدايتنا امامك ، و الله الهادى الى سواء السبيل نعم المولى و نعم النصير . سبيل مشاهير قضات و اكابر ايمه و عامهء طبقات و طوايف مردمان و كافهء اركان دولت و اعيان حضرت خوارزم ( ادام الله « 2 » ) تسديدهم و صان عن التفرق عديدهم آنست كه برقرار ، متوّلى و متقبل اين اعمال دينى جانب شريف فلان را « 3 » شناسند ، و اعتقاد خوب ما در حق او بر تزايد صورت كنند ، و محقق و مقرر دانند كه ما هرگز حقوق او را كه در دل ما ( راستى او « 4 » ) راسخ است ناسى و ناسخ نخواهيم بود ، و با خويشتن مخمر و مصور گردانيد « 5 » كه همواره اين قاعده را از نقض و تزلزل مصون « 6 » و بتمهيد و تأكيد آن « 7 » مقرون خواهيم داشت « 8 » ، و تا دست قدرت مالك عنان كامرانى باشد و پاى به نيت در ركاب زندگانى حكم او را « 9 » در قضاء حضرت خوارزم نافذ و سعى او را « 10 » در تدريس و توليت مواضع مذكور مشكور « 11 » و دست او در تصرف اين اشغال كه باستحقاق دارد گشاده و طريق اعتراض برو بسته خواهد بود ، تا اقاصى و ادانى از مقيم و طارى « 12 » و رعيت و لشكرى نداى اين فرمان بسمع اعتماد و انقياد بشنوند ، و بتجديد اين تقلد را « 13 » اهتزاز نمايند ، و در تمكين و احترام نوّاب فلان صدق رغبت و غايت « 14 » مجهود مبذول دارند ، و درين ابواب ( از مداخلت و معارضت در معاملت و معاوضت بايشان « 15 » ) دور باشند . ( هريك از « 16 » ) طبقات مردمان به اين « 17 » معانى متوصىاند و امتثال مثال را

--> ( 1 ) ضا ، امامك . ( 2 ) دام . ( 3 ) فلان الدينى كنند و محقق . ( 4 ) راسى او ( ظ . راسى و ) . ( 5 ) گردانند . ( 6 ) ضا ، خواهيم داشت . ( 7 ) سا . ( 8 ) كرد . ( 9 ) ظ ، او . ( 10 ) ظ ، او . ( 11 ) و مشكور . ( 12 ) ش ، كسى كه بناگهان از شهرى دور وارد گردد و در اينجا بمعنى مسافر و غير مقيم است . ( 13 ) تقليد . ( 14 ) و عنايت . ( 15 ) ظ ، از مداخلت در معاملت و معارضت در مفاوضت ايشان . ( 16 ) از هريك از . ( 17 ) با اين .